متاسفانه با یک فیلمنامه سطحی و پراکنده روبهروییم؛ قصه در هیچکدوم از خطوط عمق پیدا نمیکنه. و این باعث شده منِ بیننده به قدر کافی رابطه عاطفی با شخصیتها پیدا نکنم و سرنوشتشون برام اهمیتی نداشته باشه.
ضمن اینکه شخصیت شرور فیلم اصلا قانع کننده و تاثیرگذار نیست. کلاً فیلم در هیچکدوم از صحنهها اون انرژی لازم رو نداره.
یک زمانی فیلمها آدم رو به وجد میآوردن، آدم رو متاثر میکردن، تا ساعتها بعد از تمام شدنشون، در روح و ذهن ما جاری بودند... اما حالا همه چیز کیفیت خودشو از دست داده. فیلمها حتی محصولات یکبار مصرف هم نیستند، تبدیل به کالاهای بلااستفاده شدن. زباله... زباله... زباله... به عنوان یک عاشق سینما، مدتهاست دچار اندوهم از این وضعیت اسفبار.
داستان همه چیزو راحت و ساده برگزار کرد. نه گره بزرگی، نه چرخش داستانی خاصی، نه دشمن باهوش و زیرکی، واقعاً این حجم از سادگی و فرموله بودن، آزاردهنده است و هیچ جای لذتی باقی نمیذاره. حیف جیک جیلنهال!