در پاسخ به Logannagol: چقد از استارلایت و هیوئی و کیمیکو بدم میومد هم نقش و شخصیتشون رو مخ و چندشه هم بازیگراشون مضخرف و حال بهم زدن کلا ربدن تو سریال با این بازیگراشون واقعا فیلم پت…
داداش فکر کنم تو کلا از این سریال خوشت نمیومده؛ خب نمیدیدی چرا خودتو عذاب میدی
در پاسخ به AmirHossein: بچه ها دلیل اینکه من هربار که میخوام بیام تو سایت باید لاگین کنم رو کسی میدونه؟ خسته شدم اینقدر یوزر پسورد وارد کردم چرا یادش نمیمونه سایت
اون صفحه ای که باهاش لاگین کردیو اد کن توی هوم اسکرین یا نمیدونم من با سافاری که میام به favorite ها اضافه کردم ؛ اینطوری هرموقع وارد میشی با همون کاربری خودت باز میشه.
در پاسخ به Zizivb2_kh: خیلی عجیب بودد،من نفهمیدم قسمت آخر فصل قبلیو که اون لباس زده میاد بعد دختره میخواد باباش و نجات بده،بعد یهو برمیگرده به زمان حال یکی برام توضیح بدههههه دختره چ…
یادت میاد دختره با داداشش رفته بودن یه جایی که دایره مانند بود(اسمشو فراموش کردم) دختره توی ذهنش وارد غار شد؟اونجا تونست بوید رو نجات بده و بعدش رفت پیش باباش
دختره در اصل توی داستان ها و زمان میتونه سفر کنه.
وقتی اولشدید که باباشو مرد کت زرد کشته سعی کرد دوباره توی زمان سفر کنه برگزده شاید بتونه باباشو مجات بده که بعدش مرد کت زرد بهش میگه که تو استوری تلری و استوری چینجر نیستی(یعنی نمیتونی داستانو تغییر بدی فقط میتونی ببینی چه اتفاقی داره میوفته)
یعنی همون لحظه دختره نرفته بود پیش باباش؛ دختره زمانی که نمیدونم توی فصل چندم بود که رفت توی غار رفته بود پیش باباش(با سفر در زمانش).
احتمالا هم از این ویژگی دختره برای فهمیدن اتفاقات اینده استفاده کنن.شایدم نکنن نمیدونم.
ولی خیلی مرگ پدرش ناراحت کننده و غیر منتظره بود.