اگر فکر میکنید داستان آنه فرانک را کاملاً میشناسید، مینیسریال «یک نور کوچک» (A Small Light) نگاهتان را تغییر خواهد داد. این اثر ۸ قسمتی، نه یک درام تاریخی غبارگرفته، بلکه روایتی است که با ضربآهنگ مدرن و احساسات عمیق انسانی، گویی همین امروز در حال وقوع است.
نقطه قوت سریال این است که دوربین را از اتاق مخفی آنه فرانک برمیدارد و روی دوش «میپ خیس»، منشی اتو فرانک که به آنها پناه داد، میگذارد. ماجرا از دید زنی روایت میشود که نه یک قدیس، بلکه انسانی معمولی و گاهی بیخیال است که ناگهان خود را در موقعیتی غیرانسانی میبیند. سریال بهخوبی نشان میدهد که مقاومت در برابر فاشیسم، همیشه با اسلحهکشی همراه نیست؛ گاهی شجاعت یعنی جابهجایی نان و سیبزمینی از میان ایستهای بازرسی، بدون اینکه صدایت بلرزد.
بازی «بل پاولی» در نقش میپ، خیرهکننده است. او تمام اضطرابِ پنهان کردن یک خانواده در دوران اشغال آمستردام را به شکلی باورپذیر منتقل میکند؛ زنی که همزمان با ترس از مرگ و میل به زندگیِ شخصیاش میجنگد. سریال به جای افتادن در دام کلیشههای احساساتی، تنش و تعلیق را با دقتی معماریشده در فضای شهر آمستردام به تصویر میکشد.
«یک نور کوچک» اثری است که مخاطب را درگیر میکند و این پرسش حیاتی را در ذهن میکارد: «اگر من در آن شرایط بودم، آیا میتوانستم یک نور کوچک در تاریکی باشم؟»
اگر به دنبال اثری هستید که همزمان سرگرمکننده، آموزنده و تکاندهنده باشد، این سریال انتخابی بینظیر است. تماشای آن را برای درک بهتر مفهوم کنشگری در زمانههای سخت، به شدت توصیه میکنم.
رفتن به نظر