«زوتوپیا ۲» میخواهد ثابت کند که فقط یک دنبالهی پولساز نیست و هنوز حرفی برای گفتن دارد؛ حرفهایی دربارهی ترس، قدرت و کنار آمدن با تفاوتها. اما اینبار فیلم بیشتر از آنکه مخاطب را به کشف معنا دعوت کند، گاهی خودش پیام را جلوی صورتت میگیرد و توضیح میدهد. همینجاست که ضربهی اصلی را میخورد.
دنیا همچنان جذاب و زنده است؛ شهر زوتوپیا هنوز شبیه یک نسخهی کارتونی اما آشنا از دنیای امروز ماست. رابطهی جودی و نیک هم گرم و دوستداشتنی باقی مانده، اما آن طراوت غافلگیرکنندهی قسمت اول کمتر حس میشود. فیلم امنتر شده؛ کمتر ریسک میکند و بیشتر حواسش هست چیزی از کنترل خارج نشود.
از نظر بصری همهچیز تمیز و حرفهای است، ولی شگفتزده نمیشوی. انگار سازندگان بهجای تجربهکردن، ترجیح دادهاند همان فرمول امتحانپسداده را کمی بهروز کنند. «زوتوپیا ۲» انیمیشن بدی نیست، حتی در لحظاتی هوشمند و بامزه است، اما بیشتر شبیه گفتوگویی محترمانه با زمانه است تا یک شوک فکری. فیلمی که لبخند میآورد و فکر هم میاندازد، اما جرات تکاندادن صندلی تماشاگر را ندارد.
Wake Up Dead Man: A Knives Out Mystery
نقد به سبک منتقدان حرفهای
این فیلم بیش از آنکه یک معمای پرکشش باشد، نشانهای از خستگی فرمولی است که زمانی تازه و جسور به نظر میرسید. رایان جانسون همچنان بر ساختار کلاسیک و بازیهای روایی مسلط است، اما شگفتی جای خود را به تکرار داده است. روایت منظم و کنترلشده پیش میرود، اما خطر نمیکند و اغلب به دیالوگهای خودآگاه و پیامهای اخلاقی مستقیم پناه میبرد. دنیل کریگ در نقش بنوا بلان حضوری مهارشده دارد؛ کارآگاهی که بیشتر ناظر صحنه است تا موتور پیشبرندهی درام. حاصل، فیلمی شیک و حرفهای است که ذهن را سرگرم میکند، اما تأثیر ماندگاری بر جا نمیگذارد؛ اثری که هوشمند به نظر میرسد، اما جرأت عبور از منطقه امن خود را ندارد.