جستجو براساس

1800 2026

mojtabanaderi2019

@mojtabanaderi2019

  • 0دنبال‌کننده
  • 0فهرست ساخته‌شده
  • 0امتیاز
  • 32نظر
  • 0نقد

فهرست‌های mojtabanaderi2019

فهرست‌های ساخته‌شده

mojtabanaderi2019 هنوز فهرستی نساخته است.

نظرهای mojtabanaderi2019

همهٔ نظرها (32) ←
بر اساس تازه‌ترین نظریه‌ها و اتفاقات فصل چهارم، یک سناریوی بسیار منسجم و جذاب می‌تواند این باشد که همه چیز حول یک پیمان باستانی، قربانی کردن کودک و چرخه‌ای از شکست و تولد دوباره می‌چرخد که شخصیت‌های اصلی (به ویژه تابیتا و جید) محکوم به تکرار آن هستند. در اینجا منطقی‌ترین و محتمل‌ترین سناریویی که تمام قطعات پازل را به هم متصل می‌کند، آورده شده است: ۱. ریشه‌ی همه‌چیز: یک پیمان و یک قربانی ناقص همه‌چیز از یک آیین باستانی در خود شهر آغاز می‌شود. ساکنان اولیه‌ی شهر (اجداد هیولاهای شب‌زی فعلی) برای کسب زندگی جاویدان، یک پیمان شوم با یک موجودیت پلید (که احتمالاً مرد زردپوش باشد) منعقد کردند. بهای این جاودانگی، قربانی کردن هفت کودک بود . جاودانگی آن‌ها کامل شد، و به هیولاهایی تبدیل شدند که هر شب بیرون می‌آیند . اما این پیمان کامل نشد. هشتمین کودک، که به احتمال زیاد فرزند یکی از زوج‌های اصلی (تجرید یافته‌ی تابیتا و جید) بود، از این سرنوشت نجات یافت . این نجات، نفرینی بر جای گذاشت و چرخه‌ای از بازگشت را رقم زد. ۲. چرخه‌ی بازگشت و نقش ساکنان تابیتا و جید (بازیگران اصلی): آن‌ها تجسم دوباره‌ی همان زوج اصلی (میراندا و کریستوفر و قبل‌تر از آن‌ها) هستند که فرزندشان را قربانی نکردند . سرنوشت آن‌ها این است که بارها و بارها به شهر بازگردند، گذشته را به خاطر بیاورند و سعی کنند هفت کودک قربانی‌شده را نجات دهند تا این نفرین را بشکنند . شهر آن‌ها را می‌کشد تا دوباره متولد شوند و چرخه را از نو شروع کنند، مگر اینکه راه حل را پیدا کنند. سایر ساکنان ("ماهی‌های کوچک"): آن‌ها بر اساس یک معیار مشخص به این شهر کشیده می‌شوند. سازندگان سریال تأیید کرده‌اند که آن‌ها در لحظه‌ی ورود به شهر، در یک "دوراهی" در زندگی خود بوده‌اند . این آسیب‌پذیری، آن‌ها را مانند ماهیانی می‌کند که صدای گریه‌ی کودکان قربانی را می‌شنوند و به تور این شهر گرفتار می‌شوند تا به طور ناخودآگاه در این چرخه نقش داشته باشند . از دیدگاه مرد زردپوش، آن‌ها فقط مهره‌هایی در این بازی بزرگ‌تر هستند. ۳. شخصیت‌های کلیدی: پسر سفیدپوش، مرد زردپوش و "بچه" گم‌شده هویت این دو شخصیت، کلید معمای نهایی است. دو نظریه‌ی بسیار قوی در این مورد وجود دارد: نظریه‌ی اول: آن‌ها یک شخص هستند. پسر سفیدپوش، تجلی پاکی و بخش باقی‌مانده از همان کودکی است که قربانی نشد . اما با گذشت زمان و تکرار چرخه‌ها، این پاکی فاسد می‌شود و به تدریج به مرد زردپوش تبدیل می‌گردد. تغییر رنگ از سفید به زرد، نماد همین پوسیدگی و فساد است . این یعنی پسر سفیدپوش، مقصر نهایی این ماجرا در آینده خواهد شد. نظریه‌ی دوم: آن‌ها جدا هستند اما به هم مرتبط. در این سناریو، پسر سفیدپوش همان کودک بازمانده‌ی اصلی است که به نوعی در قالب یک روح یا راهنما، سعی در شکستن چرخه دارد. از سوی دیگر، مرد زردپوش ممکن است خود آن "موجودیت پلید" یا یکی از ساکنان اصلی باشد که به دلیل کامل شدن پیمان، به این قدرت رسیده و حالا نگهبان نفرین است . او کسی است که در فصل اول از طریق رادیو به جیم هشدار داد و در پایان فصل سوم، جیم را به خاطر "دانش بیش از حد" به قتل رساند . و اما فاطیما: ماجرای فاطیما، یکی از تاریک‌ترین بخش‌های این چرخه را روشن می‌کند. هیولاها واقعاً نمی‌میرند. وقتی بوید، اسمایلی را می‌کشد، شهر او را دوباره در رحم فاطیما (که نابارور است و این خود شکلی از طعنه‌زنی شهر محسوب می‌شود) بازآفرینی می‌کند . تولد دوباره‌ی اسمایلی، یک پیام واضح بود: این شهر همیشه و به هر قیمتی، توازن خود را حفظ می‌کند. فاطیما تحت کنترل نیرویی شیطانی (شاید خود مرد زردپوش) بود تا این تولد دوباره محقق شود . پایان‌بندی: جذاب‌ترین سناریوی ممکن با توجه به تمام این موارد، جذاب‌ترین و منطقی‌ترین سناریو برای پایان سریال این است: تابیتا و جید سرانجام متوجه می‌شوند که برای شکستن چرخه، نباید به دنبال نجات هفت کودک باشند، بلکه باید هشتمین کودک (که حالا به شکل پسر سفیدپوش درآمده) را نجات دهند تا از تبدیل شدن او به مرد زردپوش جلوگیری کنند. این به معنای پایان دادن به رنج پسر سفیدپوش است، نه فدا کردن او. این سناریو می‌تواند به چند شکل به نتیجه برسد: پایان تلخ: آن‌ها در نهایت متوجه می‌شوند که تنها راه نجات همه، تکمیل قربانی با کشتن "بچه‌ی گم‌شده" (که شاید ایتن یا ویکتور باشند) است و مجبور به انجام این کار می‌شوند . پایان امیدوارکننده: آن‌ها راهی برای شکستن پیمان پیدا می‌کنند، بدون اینکه قربانی جدیدی انجام دهند. این کار باعث می‌شود هیولاها آسیب‌پذیر شوند و نفرین شهر برای همیشه از بین برود. نکته‌ی مهم این است که بر اساس تازه‌ترین اطلاعات، نظریه‌ی زنده بودن الواز (خواهر ویکتور) به طور رسمی توسط سازندگان رد شده است ، پس نباید به دنبال نجات‌دهنده‌ای در آن‌سوی شهر گشت. همچنین، طبق گفته‌ی سازندگان، هدف نهایی، پایان دادن به چرخه است، و نه صرفاً فرار از شهر
در پاسخ به Sadra1387: یعنی کارگردان اومد خفن ترین حرکتی که میتونست بزنه رو گذاشت برا قسمت آخر تا یه سال دیگه تو خماری بمونیم بعدشم یه چیز دیگه چرا هیچکس به نبود سوفیا و اون دختر چ…
عزیز جان کی گفته همه کنار هم بودن؟؟!! یک عده تو کلانتری، یک عده تو کلونی هوس، یک عده در درمانگاه، یک عده هم رفته بودن درخت رو در بیارن! خوب، کجا کنار هم بودن! بعد هم دانشمند! در طول روز که کلا کسی کنار کسی نیست و ول می چرخن! در شبه که ی عده میرن کلونی هوس زیر نظر دانا و یک عده هم در شهر در خانه ها زیر نظر بوید! و اون موقع هم روز بوده!
این هم از هموطنان ما و میزان سواد و مطالعه اونها! عزیزمن، چیزی تحت فرازمینی ها وجود نداره! در منطق اصلی هست به اسم "اصل تقدم عدم"، اکی؟ یعنی تا وقتی اثبات بر وجود چیزی نشده، شما اصل رو باید بر عدم وجود بذاری! چیزی شبیه کلاغ سفید! یعنی تا وقتی کلاغ سفید باشه، شما تمام کلاغ ها رو سیاه در نظر مگیریم! لذا، تا وقتی دلیل و مدرکی بر وجود فرازمینی ها ارائه نشه، که تا الان نشده و هر چه بوده حدس و گمان یا دروغ و تصاویر ساختگی بوده، لذا هیچ موجود فرازمینی ای وجود نداره! آنچه الان میشه با قطعیت تا این لحظه گفت، فقط و فقط اینه: علی رغم احتمال وجود هزاران سیاره با شرایطی شبیه به موقعیت کره زمین و لذا احتمال وجود حیات، فعلا آنچه با قطعیت میتوان گفت این است که ما تنها هستیم! تنها موجودات هوشمند تمام هستی!
در پاسخ به H.H: 1 ثانیه پیش) آقا حسام محترم دوست عزیز جهت اطلاع شما هم تجهیزات فرا زمینی ها وجود دارد هم سه گونه فرا زمینی آلفا ، بتا و آما ببین توضیح خلاصه میدهم بهت در…
عزیز جان برید بجای این عذر میخوام مزخرفات، یک مقدار مطالعه آن هم از منابع صحیح کنید. حیات فرازمینی کدومه! آلفا و بتا کدومه! ممنون

نقدهای mojtabanaderi2019

mojtabanaderi2019 هنوز نقدی ننوشته است.