چرندیات فیلم های بروسلی که با 65 کیلوگرم وزن، آدم 100 کیلویی رو کتک می زنه، در صحنه دعوای برد پیت با بروسلی در فیلم روزی روزگاری هالیوود ساخته تارانتینو به تصویر کشیده شده (:
فروش جان ویک 2: 171 میلیون دلار
(سرمایه:40 میلیون دلار )
فروش جان ویک 3: 327 میلون دلار
(سرمایه: 75 میلیون دلار)
فروش جان ویک 4: 440 میلیون دلار
سرمایه: 100 میلیون دلار
فروش جان ویک زنانه: 132 میلیون دلار
سرمایه: 90 میلیون دلار!
چطور یک مجموعه فیلم را نابود کنیم؟ از قهرمان زن استفاده کنید.
کارگردان و فیلم نامه نویس فیلم، هر دو زن و فاقد شوهر هستند. در تحلیل فیلم هایی که زن ها می سازن، توجه به این نکته ضروری است و بدون اون، تحلیل فیلم ناقص خواهد بود.
فیلم به صورت کاملا بی مزه و لوس و ابتدایی، تعهدناپذیری مرد در روابط دوستی و کوتاه مدت رو نشون میده. دخنر انتظار داره وفاداری مرد رو به دست بیاره و اون رو تصاحب کنه؛ اما مرد به این اسارت اعتقادی نداره و به روابط آزاد مایل هست. همش همین! کل فیلم در 3 دقیقه قابل خلاصه شدن هست.
سوال اینه که چرا اصلا مرد باید وفادار بمونه؟ اون زن غیر از زیبایی مصنوعی خودش که محصول مواد آرایشی هست، از نظر شخصیت و متانت و اخلاق و ظرافت زنانه چه چیزی داره که مرد رو پایبند نگه داره؟
زمانی که زن با تکیه بر همین زیبایی قلابی و سواستفاده از نیازهای مرد، اون رو به دست میاره، طبییعه که با پایان زیبایی در دهه سوم زندگی، مرد رو هم از دست بده! در واقع سرمایه ای که گذاشتی، سودش در همین حد هست و برای داشتن پارتنری وفادار و همه چیز تمام، خودت هم باید لااقل دوزار ارزش داشته باشی.
اما نکته مهم! زن ها باید قبول کنند که در دنیایی با برابری جنسیتی و حکمفرمایی فمنیسم، انتظار برای داشتن همسری وفادار و سنتی و پایبند خانواده کاملا توهم و خواب و خیال هست. این دنیایی هست که خود شما سالها دنبالش بودید و امروز به دست آوردید و خوبی و بدی هاش را هم باید تحمل کنید.
برای مردان دوران جدید، پایبندی طولانی مدت، نوعی حماقت محسوب میشه. ازدواج نوعی سبک زندگی out of date و منسوخ محسوب میشه که برای دوران معاصر کارکردی نداره. مثل اینکه با گوشی ساخت 1999، بخوای در 2025 زندگی کنی!
در پاسخ به احمد نوری: نمیدونم این چرت وپرت از جایی کپی پیست کردی یا مغز خودت تنهایی این همه نبوغو تراوش کرده ولی دیگه ادامه نده مثل گوگل ترنسلیت ۵سال پیش نوشتی
عجب. بفرما! تحلیلت رو بنویس ما هم بخونیم. این نقد بر اساس نظریه ناخودآگاه فروید نوشته شده.
باز هم یک کارگردان زن (قبلا مرد بوده) و یه آش شله قلمکار و ترکیبی از کالیگولا، گلادیاتور، جنگ ستارگان، بازی تاج و تخت و حتی اودیسه! بازیگران هم مخلوطی از نژادهای مختلف (خاورمیانه ای، آفریقایی، اسلاو، سوئدی). و افسوس به حال سینمای جهان.
درین قحط الرجال، آوازه دارد خاک خاموشان
به جز سنگ مزار، امروز نبود صاحب نامی
بار دیگر فیلمی به کارگردانی یک زن بی شوهر، که اوهام و خیالبافی و اضطراب های زنان بی شوهر را در پایان دوران جوانی به صورت روحی خبیث نشان می دهد. مرد همسایه که قصد قتل دوخواهر را دارد، نمادی از آرزوی ناکام تصاحب مردی است که متعهد بماند. تمام زنان فیلم بدون خانواده هستند. زیرزمین آپارتمان، همان ناخودآگاه «جو یانگ» شخصیت اصلی فیلم است که پر از زباله است. زباله همان تجربیات ناخوشایند دوران کودکی است که به قسمت عمیق ذهن پرتاب و سرکوب شده است. زن قاتل نیز نمادی از «مادر» است که عامل تمام این تروماها و عقده ها است و بالاخره روح خبیث، همان انتقام جویانگ از مادرش است.