سریالو خیلی دوس دارم ولی بیش از حد روی غافلگیر کردن مخاطب (به هر قیمتی) تمرکز کرده. قسمت آخر مخصوصا یه جورایی ریده شد به منطق و اصول فیلم سازی. وقتی میای یه گذشته ای رو بعنوان فکت به خورد مخاطب میدی دیگه حق نداری تغییرش بدی. منظورم دوران کودکی میول هست. چیزی که اول از دوران کودکیش نشون داد تصورات یه آدم نبود، خود فیلم نوشت سال ها قبل سیاره رزم. ولی قسمت آخر به طرز مضحکی یهو شد دختر. یه جورایی به سخره گرفتن مخاطب بود
در پاسخ به Tony Soprano: فلسفه یعنی عشق به خرد ،هنر جستجوی معنا.
هر وجود و عدمی لایق فلسفیدنه
حالا بدت میاد از خرد کاری ندارم دمتم گرم. اینکه به خودت اجازه میدی بیای خط و نشون بکشی ب…
حرف علی منطقی بود. صرفا استفاده از کلمات قلمبه سلمبه ولی بی ربط، بیشتر نشون دهنده ..شعر تفت دادنه تا خرد
سریال رو دوس دارم ولی اینکه بین بی نهایت دنیا تصادفا هم دیگه رو توی یه دنیا میبینن مسخرست؛ اونم نه یک بار؛ چند بار این اتفاق داره میفته و بنظرم نشون میده فیلمنامه داره ضعیف میشه
اینکه بین بی نهایت دنیا تصادفا تو یه دنیا بهم برخورد میکنن خیلی مسخرس. اونم نه یه بار، چند بار این اتفاق داره میفته. سریال رو دوس دارم ولی فیلمنامه داره ضعیف پیش میره
در پاسخ به Tony Soprano: قسمت 9 از 3 ساعت اوپنهایمر بهتر بود.
شکایت کنید ازم .
چه ربطی به اوپنهایمر داشت؟ اون فیلم بیوگرافی، این سریال تخیلی.
اینکه یه نفر کامنت مسخره و بی ربط بده عجیب نیست. عجیب و مسخره اینه که این همه لایک شده :)))
اون دسته از عزیزانی که میگین سریال کند پیش میره، باید بگم سریالی مثل سیلو برای شما ساخته نشده و متاسفانه آدرسو اشتباه اومدین.
شماها باید برید چیزایی مثل جیمز باند و بروسلی ببینید و با هر سکانس تخ.می_تخیلی پاپ کورن بندازید بالا و خر کیف شید :))))