«سیلو ۱» در واقع نقش مغز متفکر و کنترلگر کل سیستم را دارد. در سریال و کتاب، آنها کسانی هستند که «تاریخ» را نوشتهاند.آنها نقش خدا را بازی میکنند. در واقع، آنها معتقدند برای «بقا»ی نسل بشر، باید همه چیز (حتی حقیقت) کنترل شود.نکته عمیقتر: در دنیای سیلو، «دانش» خطرناکترین سلاح است. «سیلو ۱» با ایجاد این دیکتاتوری مطلق، به دنبال حذف «اراده آزاد» است، چون معتقد است اگر انسانها حقیقت را بدانند، خودشان را نابود میکنند. آنها نه فقط بر بدنها، بلکه بر حافظه جمعی مردم حکومت میکنند.در نگاه حکمرانان سیلو، بیرون رفتن یعنی «آگاهی از حقیقت». آنها مردم را میترسانند تا فکرِ بیرون رفتن را هم نکنند. «تمیزکاری» (Cleaning) که در سریال میبینید، در واقع شستوشوی ذهنِ کسی است که به حقیقتِ آن دنیای بیرون شک کرده است. کشتن آنها با گاز یا در محیط سمی، راهی برای «ایزوله کردن» شک و تردید است تا به بقیه سیلو سرایت نکند.«سیلو ۱» نه تنها دیکتاتور است، بلکه «زندانیِ سیستمِ خودش» هم هست. آنها خودشان را متقاعد کردهاند که تنها راه جلوگیری از انقراض بشر، همین زندگی ماشینی و بسته است. آنها خود را «ناجی» میبینند، نه «جلاد». و این خطرناکترین نوعِ دیکتاتوری است؛ دیکتاتوریای که فکر میکند در حال «خیرخواهی» است.
رفتن به نظر