جستجو براساس

1800 2026

00000Arsham996

@00000Arsham996

نظرهای 00000Arsham996

8 نظر
سه دوبله فارسی برای Spider-Man: Brand New Day؛ اما سه نتیجه متفاوت! دوبله نماوا با تکیه بر گویندگان حرفه‌ای و باتجربه، یادآور این واقعیت است که دوبله پیش از آنکه عرصه نمایش نام‌ها باشد، هنرِ جان‌بخشیدن به شخصیت‌هاست. گپ‌فیلم نیز از گویندگان حرفه‌ای استفاده کرده، اما انتخاب امیرمحمد صمصمامی برای مرد عنکبوتی، به‌دلیل نداشتن تناسب کافی با هویت صوتی این شخصیت، نقطه‌ضعف مهمی است. در سوی دیگر، گروه شیدا با نام‌هایی چون امین زندگانی، الیکا عبدالرزاقی و محمدرضا علیمردانی روی کاغذ کنجکاوی‌برانگیز است؛ اما شهرت در سینما و تلویزیون، لزوماً به معنای مهارت در دوبله نیست. نتیجه، نسخه‌ای است که در مقایسه با استانداردهای دوبله حرفه‌ای، کمبودهای محسوسی دارد. تفاوت این سه نسخه دقیقاً همین‌جاست: نماوا بر تخصص تکیه دارد، گپ‌فیلم در انتخاب صدای شخصیت اصلی لغزش کرده و شیدا هنوز نتوانسته نام‌های آشنا را به کیفیتی درخور تبدیل کند.
فیلم «Spider-Man: Brand New Day» تلاش می‌کند تنهایی و مشکلات پیتر پارکر را نشان دهد، اما موفقیت آن به کیفیت داستان و نحوه پرداخت شخصیت‌ها بستگی دارد. یکی از ضعف‌های احتمالی فیلمنامه، تعدد شخصیت‌ها و پراکندگی داستان است؛ موضوعی که ممکن است باعث شود فرصت کافی برای پرداختن به مشکلات و احساسات مرد عنکبوتی وجود نداشته باشد. حضور شخصیت‌هایی مثل پانیشر و هالک می‌تواند جذاب باشد، اما اگر نقش آن‌ها به‌خوبی در داستان جا نیفتد، تمرکز فیلم را از شخصیت اصلی دور می‌کند. صحنه‌های اکشن و جلوه‌های ویژه به جذابیت فیلم کمک می‌کنند، اما به‌تنهایی نمی‌توانند ضعف داستان یا شخصیت‌پردازی را جبران کنند. از طرف دیگر، دوبله گپ‌فیلم هم با انتخاب امیرمحمد صمصامی برای گویندگی تام هالند، انتخاب بحث‌برانگیزی داشته است. صدای صمصامی تناسب چندانی با چهره جوان و پرانرژی تام هالند ندارد و بیشتر به صدای مردان مسن شباهت دارد؛ به همین دلیل، شنیدن صدای او به‌جای مرد عنکبوتی چندان باورپذیر نیست. در دوبله، هماهنگی صدای گوینده با سن، چهره و لحن بازیگر اهمیت زیادی دارد و بی‌توجهی به این موضوع می‌تواند لذت تماشای فیلم را کم کند.
در مقایسه میان دو دوبله «کایوت در برابر اَکمی»، نسخه گپ‌فیلم با وجود ضعف‌هایش، آشکارا یک سر و گردن بالاتر از نسخه سورن قرار می‌گیرد. البته این دوبله را نمی‌توان اثری حرفه‌ای و استاندارد دانست؛ کیفیت اجرا در بخش‌هایی آن‌قدر معمولی است که به‌سختی می‌توان از آن دفاع کرد. تنها برگ برنده واقعی گپ‌فیلم، شروین قطعه‌ای است که با اجرای پرانرژی خود در نقش اصلی، بخش مهمی از بار دوبله را به دوش می‌کشد. اگر این اجرای قابل‌قبول را از دوبله گپ‌فیلم بگیریم، آنچه باقی می‌ماند چندان چنگی به دل نمی‌زند و از استاندارد یک دوبله درجه‌یک فاصله دارد. اما دوبله سورن، حتی با اغماض نیز قابل دفاع نیست و یکی از ناامیدکننده‌ترین اجراهایی است که از این گروه می‌توان سراغ گرفت. در این نسخه خبری از آن خلاقیت، طراوت، بازیگوشی و ظرافتی نیست که معمولاً از دوبله‌های موفق سورن انتظار داریم. بسیاری از صداگذاری‌ها و لحن‌ها چنان بی‌رمق و بی‌روح اجرا شده‌اند که حتی لحظات کمدی فیلم نیز توان چندانی برای اثرگذاری پیدا نمی‌کنند. حس غالب در دوبله سورن این است که پروژه بیشتر برای رفع تکلیف انجام شده تا اینکه گروه واقعاً قصد خلق یک دوبله ماندگار برای فیلم داشته باشد. در نهایت، گپ‌فیلم برنده بی‌رقیب این مقایسه است، اما نه به دلیل کیفیت فوق‌العاده خودش؛ بلکه عمدتاً به لطف حضور شروین قطعه‌ای. «کایوت در برابر اَکمی» در هر دو نسخه فاصله محسوسی با یک دوبله درجه‌یک دارد، اما نسخه سورن با اختلاف، انتخاب ضعیف‌تر و ناامیدکننده‌تر است.
«Flies»؛ فیلمی که آرام‌آرام به دل می‌نشیند «Flies» فیلمی نیست که بخواهد با اتفاق‌های عجیب و هیجان زیاد شما را پای خودش نگه دارد. خیلی آرام شروع می‌شود و بیشتر درباره آدم‌هایی است که شاید شبیهشان را در زندگی واقعی دیده باشیم. قصه اولگا و کریستیان، کودک ۹ ساله‌ای که ناخواسته وارد زندگی او می‌شود، کم‌کم شکل می‌گیرد و جذاب‌تر می‌شود. رابطه این دو نفر خیلی طبیعی پیش می‌رود و خبری از احساسات مصنوعی و اغراق‌شده نیست. بیماری مادر کریستیان هم حال‌وهوای قصه را کمی تلخ می‌کند، اما فیلم سعی نمی‌کند با صحنه‌های زورکی اشکتان را دربیاورد. چیزی که بیشتر دوست داشتم، همین لحظه‌های ساده و سکوت‌هایی بود که بین شخصیت‌ها شکل می‌گیرد. بازی ترسیتا سانچز و باستین اسکوبار هم واقعاً خوب است و رابطه‌شان باورپذیر از آب درآمده. البته ریتم فیلم آرام است و اگر دنبال یک فیلم پرهیجان هستید، شاید خیلی با آن جور نشوید. ولی اگر فیلم‌های واقعی، ساده و انسانی را دوست دارید، «Flies» انتخاب خوبی است. من بهش پیشنهاد دیدن می‌دم؛ چون از آن فیلم‌هایی است که شاید موقع تماشا آرام به نظر برسد، ولی بعد از تمام شدنش بیشتر بهش فکر می‌کنید.
بزرگ‌ترین مشکل لایو‌اکشن «موآنا»، فاصله گرفتن از روح انیمیشن است. موآنا در نسخه اصلی یک نوجوان کنجکاو و ماجراجو بود، اما اینجا به دختری جوان و پخته‌تر تبدیل شده؛ تغییری که از معصومیت و جذابیت شخصیت کم کرده است. فیلم از نظر بصری هم همیشه موفق نیست و در بسیاری از لحظات، جادوی نسخه انیمیشنی را ندارد. در نهایت، «موآنا» بیشتر یک بازسازی کم‌خطر و تکراری است تا اثری که واقعاً دلیلی برای ساخته‌شدن داشته باشد.