جستجو براساس

1800 2026

Dean4514

@Dean4514

  • 0دنبال‌کننده
  • 0فهرست ساخته‌شده
  • 0امتیاز
  • 9نظر
  • 0نقد

فهرست‌های Dean4514

فهرست‌های ساخته‌شده

Dean4514 هنوز فهرستی نساخته است.

نظرهای Dean4514

همهٔ نظرها (9) ←
از نظر من یکی از اندریتد ترین سیتکام‌هاست. برعکس خیلی از سیتکام‌ها که صرفا حول محور روابط دوستانه و عاطفی می‌گذره، این سریال پرداختی واقع گرایانه به موضوعاتی مثل ترومای بین نسلی و درگیری با اعتیاد داره در عین پیش‌برد فضایی لایت و طنز در کنارش. ژانرهایی که بالانس کردنشون در کنار همدیگه کار آسونی نیست، ولی سریال بدون افتادن در تله‌ی رمانتیزه کردن تروما از پسش بر اومده. اینجا درمورد بخشش یاد می‌گیرید وقتی یه نفر واقعا برای جبران تلاش کرده، درمورد اینکه گاهی باید دست از سرزنش بقیه برای شرایطی که برامون پیش‌ اومده برداریم و مسئولیت قبول کنیم. ولی همچنین گاهی اوقات، مهم نیست چقدر تغییر کردین و چقدر پشیمونید؛ بعضی از آسیب‌ها هرگز جبران نمی‌شن. گاهی آدم‌های آسیب‌دیده شما را نمی‌بخشن و شما فقط باید مسئولیت کارتون رو بپذیرید، یاد بگیرید با این عواقب دردناک زندگی کنید و همچنان به مسیر بهبودی خودتون ادامه بدید.
این فیلم همه چیز داشت! چه بخواید یه معمای قتل خوش ساخت ببینید یا یه فیلم با محور احساسی قدرتمند درمورد احساس تعلق و خانواده‌ انتخابی، انتظاراتتون رو براورده می‌کنه. در کنار همه‌ی اینا خیلی هوشمندانه به مضحک نشون دادن یه سری اعتقادات انسان‌ها از زاویه‌ی دید گوسفندان و در کنارش مضحک نشون دادن باورهای گوسفندها درمورد مفاهیمی مثل گوسفندهای زمستونی در کنار باورهای انسانی پرداخت‌. اون بخشی که درمورد تبدیل به ابر شدن بعد از مرگ حرف می‌زدن من رو خیلی یاد این جمله از گزنوفانس، فیلسوف یونان باستان انداخت که می‌گفت: «اگر گاوان و اسبان دست داشتند و می‌توانستند خدایان را نقاشی کنند، خدایان را به شکل گاو و اسب می‌کشیدند.» در نهایت فکر نمی‌کردم یه فیلم بتونه من رو با یه معمای قتل و شوخی های فان سرگرم نگه داره، اشکم رو روی سکانس های احساسی در بیاره و همزمان باعث بشه به بنیادی ترین مفاهیم فلسفی فکر کنم. احتمالا دیگه نتونم گوشت بخورم.... تا تقریبا اخر هفته.
در پاسخ به N111ar222ges333: حاجی برگام چقدر دقیق و حقق
ممنون؛ اما کامنتی که گذاشتم فقط شهود اولیه‌اش از خودم بود و اکثر اصطلاحاتی که توی نوشتنش ازشون استفاده کردم ترکیبی از چند تا نظریه‌ی مهم و از قبل موجود بودن: ایده‌ی جنسیت به‌عنوان امری که از طریق کنش‌ها و هنجارهای اجتماعی اجرا و بازتولید می‌شه (جودیت باتلر، فیلسوف و نظریه‌پرداز جنسیت)، مفهوم مردانگی مسلط (ریوین کانل، جامعه‌شناس)، نقش تایید و قضاوت سایر مردان در شکل‌گیری اضطراب و هویت مردانه (مایکل کیمل، جامعه‌شناس) و تحلیل‌های مربوط به رابطه قدرت، هویت و میل توی آثار ژاک لاکان (روانکاو) و میشل فوکو (فیلسوف).
فیلم از ژانر علمی تخیلی و نسخه‌ی اغراق شده‌ی نسبیت زبانی (فرضیه‌ی ساپیر-وورف که می‌گه زبانی که صحبت می‌کنیم طرز فکر و درک ما از جهان رو تحت تاثیر قرار می‌ده) استفاده کرد تا عمیق ترین مفاهیم نیچه‌ای یعنی آمور فاتی (عشق به سرنوشت) و بازگشت ابدی رو به زیبایی هرچه تمام تر به تصویر بکشه. اخر فیلم که لوئیز از ایان می‌پرسه: «اگه می‌تونستی کل زندگیت رو از ابتدا تا انتها ببینی، چیزی رو در اون تغییر می‌دادی؟» درواقع بازسازی مستقیم چالش «بازگشت ابدی» نیچه است. همونطور که توی کتاب حکمت شادانش نوشت: «اگر دیوی شبانه به سراغ تو بیاید و بگوید باید همین زندگی را با تمام جزئیات، دردها و شادی‌هایش بارها و بارها تا ابد تکرار کنی، آیا خود را به زمین می‌کوبی و به او لعنت می‌فرستی؟ یا او را یک خدا می‌نامی؟» این ها رو بزارین در کنار بخش درام انسانی داستان، ارزش زبان، اتحاد، نشون دادن ساختار غیر خطی زبانی که ازش حرف می‌زدن به صورت بصری و موسیقی روح نواز اثر، تازه شاید بفهمیم با چه شاهکاری سر و کار داریم. پ.ن: یه دست مریزاد هم به مترجم که علاوه بر ارائه‌ی ترجمه‌ی با کیفیت، خیلی از مسائل علمی و تاریخی رو هم برامون توضیح داد.

نقدهای Dean4514

Dean4514 هنوز نقدی ننوشته است.