جستجو براساس

1800 2026

ilya20

@ilya20

نظرهای ilya20

5 نظر
ایده کلی فیلم خوبه اما منطق داستان زیاد جور نیست همینطور تو استفاده از موسیقی محلی برای موسیقی متن کل فیلم زیاده روی شده یه جاهایی واقعا آزار دهنده بود.
بنظرم دوستانی که به شیمی بین دو کاراکتر اصلی نقد دارن نقدشون کاملا منطقیه. همینطور نحوه شکل گیری رابطه بین این دو نفر خوب از آب در نیومده و غیر منطقی و غیر واقعیه. به جز این دو بخش مابقی موارد (البته هرچی از بد سلیقگی طراح لباس سارا بگم کم گفتم) قابل قبولا و بطور کلی کلام فیلم برای بیننده گویا و روشنه. نمره ۶ از ۱۰
در پاسخ به mr_1234: حتما حتما با خانواده ببینید :))))))))))
اگر از لایه اولیه فیلم که (زن آسیب دیده در یک جامعه مردسالار) رو القا میکنه بگذریم و در لایه‌های بعدی فیلم با یک دید فراجنسیتی به مسئله نگاه کنیم پیام فیلم خیلی انسانیه، در واقع بلا (قبل و بعد از خودشکی) در واقع نماینده انسان مدرنه که گرفتار یک جامعه با جبری مهندسی شده‌است و در واقع این شخصیت خود ما هستیم که گرفتار ساختارهای دنیای مدرن هستیم، ساختارهایی اجباری با عناوین مختلف، اقتصادی سیاسی اجتماعی، فکری و... و این ساختارها ب ما چَور زندگی کردن رو دیکته میکنه و رهایی شاید برای رهایی ازین جبر مهندسی شده نیازمند رهایی و مرگ باشیم نه یک مرگ فیزیولوژیکی بلکه یک مرگ معنایی مثل شخصیت بلا قبل خودکشی که آبستن همین جبر مهندسی شده بود و خودش رو رها کرد و تولد دوباره ی اون با یک پرسپکتیو جدید به این دنیا این فرصت رو بهش داد ک دوباره زندگی کنه و تجربه حاصل ازین زیست جدیدش که خودش نتیجه دردی بود که جامعه بهش تحمیل کرده بود و این درد در واقع همون طناب خودآگاهی برای ماست و شاید ماهم نیازمند مرگ و تولد دوباره باشیم و برای رها شدن از این چهارچوبهای ساختگی و این جبر باید با دید جدید به زندگی نگاه کنیم و همونطور که بلای جدید بواسطه تجربه زیست جدیدش هنر شوریدن رو یاد گرفت ماهم سیزیف وار به این قواعد بشوریم و شاید اون موقع بتونیم بهتر و شادتر زندگی کنیم فارغ از چهارچوبهای تحمیل شده بهمون...
بطور کل بازیها خوب بودن. چهارچوب داستان هم مورد توجهه منتهی نحوه روایتگری مشکل داره. خیلی دوست داشتم کارگردان بجای تلاش برای معمایی و عمیق کردن فیلم بیشتر به کشمکش‌های درونی ویک و ملیندا می‌پرداخت و اینکه ملیندا رو یه همسر سمی خیانتکار نشون نمیداد و ملیندا صرفا کاراکتری بود که حس حسادت شوهرش رو تحریک میکنه (حالا میتونست این بخش رو هم صرفا یه راز بمونه مثلا اینکه شاید خیانت کرده شاید نکرده ما هم مثل ویک نمیدونستیم) ولی ویک در ذهن خودش تصورات خیانتگونه وهم میکرد. و همین تضاد میان هویت و غریزه وقایع رو رقم میزدن (ویک هویت خودش رو یک فرد روشن فکر صبور و آروم تعریف کرده بود ولی واقعیت اینه ک غرایز انسانی حسادت، حس مالکیت، خشم از بین نمیرن) از نظر معنایی این فیلم منو یاد eyes wide shut کوبریک انداخت منتهی این کجا و آن کجا.
فیلم ضعیفیه دوستان هم چهارچوب کلی داستان هم نحوه روایت هم بازی‌ها غیر واقعی، غیر منطقی و بچه‌گانه است. *بازی شخصیت پسره عاشق فاجعه‌است نمیدونم چرا اینجوریه انگار همیشه رو دراگه حرفاشم اصلا فهمیده نمیشه یه سره هم لبشو گاز میگیره :/ (دفه بعدی یادم باشه زنگ خونه یه نفرو زدم جواب نداد از لوله بالا برم)