اقا یه چیزی که مبهمه حضور الویز داخل سریاله
یعنی کارگردان فقط اومده که بگه ویکتور یه خواهر داره که جمعا ۱ دقیقه بازی کنه
احتمال داره که الویز زنده باشه یه جای سریال بود که ویکتور گفت:الویز خیلی تو قایم باشک خوبه و خیلیم ای بازیو دوست داره و وقتی هنری و ویکتور رفتن سر قبرشون گفت نتونستم بدنشو پیدا کنم اینجا چند تا احتمال وجود داره
۱_الویز چون بعد از رفتن میراندا از زیر زمین خارج شد (پشت میراندا و با فاصله بود) وقتی دید مامانش توسط زرد پوش کشته شد از ترس تو جنگل قایم شده
۲_ممکنه از درخت تلپورت کرده باشه
۳_ممکنه نویسنده کتاب ایتن خودش باشه چون اون داستان خیلی شبیه به فرامه و وقتی از اونجا رفته بیرون کسی حرفشو قبول نکرده و اونم داستان نویسی کرده
۴_ممکنه (خیلی کم) اون کلبه ها رو تو جنگل .بز .مرغ.گاو رو اون به سمت فرام رانده باشه وگرنه کامیون که ویکتور توش بود دور از شهره و تا ۴۰ سال قبل بوید هیچ حیوونی رو اونجا ندیده
۵_مثل جولی قدرت داستانگردی داشته باشه طلسمارو اون ساخته هر دوره رو دیده تجربه کسب کرده و میدونه چی کار کرده
۶_مرده باشه و کارگردان الکی فقط خواسته یک نقشی رو اضافه کرده باشه
۷_ممکنه یار اون پسر سفیده باشه چون زمانی که ویکتور داشت قبر الویز رو نگاه میکرد اومد و بهش گفت که نباید اون درخت رو قطع کنید
یچی خارج از داستان الویز اینه که مگه قبل از ورود خانواده ویکتور به میراندا نقاشی مرد زرده نکشیده بود بعد وقتی وارد شهر شد چجوری ویکتور نشناختش و گفت ما فک میکردیم بامزه س ولی میراندا از این داستان خبر داشت و بخاطر همین بود که همون شب دختر و پسرشو برد زیر زمین
بعد یچی دیگه اینه که مردم زمان ویکتور چجوری تو خونه میموندن اون همه مدت این داستان قضیه دزدیده شدن سنگ ها رو توسط سوفیا قدرت میبخشه ولی ویکتور هیچی یادش نمیاد و حرف نمیزنه بخاطر همین مانسترها هجوم میبرن و بقیه رو میکشن
اگه متنو خوندین یه چندتا سوال هست که میخواستم شما بهش جواب بدین
۱_توی زیرزمین پشت در یه جنازه بود که تجزیه شده بود از نظرتون اون کیه؟
۲_از نظرتون الویز زندس؟
۳_کی اون کلبه ها رو ساخته؟
در پاسخ به Ikoper1: آقا همه چیز اوکی فقط یه چیزی رو نمیفهمم.
قبول دارید زمان فیلم توی دوره معاصر هست؟! درسته سال دقیقی صحبت نمیشه ولی زمان معاصران!
حالا شما فکر کن همین اتفاق بر…
خب پس خوب فصل ۱ رو ندیدی
اول اینکه اصن اونجا انتن نداره
دومم اینکه زمانی که شوهر تابتا داشت چراغو چک میکرد پریز رو دراورد دید که اصن فرق داره و شارژ بهش نمیخوره
اقا یه ایده ای که ذهن منو خیلی درگیر کرده اینه که راه خلاصی از این شهر کشتن ایتنه
اگه دقت کنید تو طلسمی که تابتا به بوید داشت نشون میداد ۸ تا بچه بود درحالی که تو سریال ما ۷ تا بچه دیدیم اوجایی هم که بچه ها داشتن تابتا رو نشون میدادن منظورشون تابتا نبوده بلکه ایتن بوده
احتمالا مامان ویکتور هم اینو فهمیده بود و میخواست اونو نجات بده ولی نتونست پس ویکتور بزرگ شد
کلا تا اونجایی که یادمه ۳ نفر پسر سفیده رو دیدن
۱_ویکتور
۲_ایتن
۳_تابتا
ولی پسر سفیده داره بزرگ میشه ولی تا قبل از اتفاقات اخیر اصن بزرگ نشده بود و از اونجایی که ویکتور از اولین قسمت داره میگه اون مکان در حال تغییر احتمالا اخرین چرخه این داستان باشه
مثل سریال دارک وگرنه کارگردان دیوانست که بیاد دوباره یک چرخه رو کامل کنه پس اخرش چی ؟حالا اینا به کنار فاطما اصن از قیافش معلوم بود به زن کیمیو پوش تبدیل میشه الانم داره موهاش میریزه دقیقا داره تبدیل به اون میشه
دیروز یه تریلر از قسمت ۱۰ لیک شده که چیزای باحالی از توش درمیاد
۱_مانستر ها از اون ورقه عبور میکنن
۲_سوفیا میاد تموم طلسما رو ورمیداره ت یکی از اون درخت های راه دور میندازه اونجا پسر سفید پوشرو میبینه که بزرگ شده
۳_ مانستر ها وارد خونه هاشدن تایید حرف بالا
۴_طنابه پاره میشه
۵_احتمالا ماریا و اون پسر بلکه (اسمشو یادم رفت ) میمیرن
۶_اگه چرخه ادامه پیدا کنه احتمالا همه به جز ایتن کشته میشن و دوباره افراد جدید میان ت اون مکان بوید جدید میاد دوباره اون طلسمارو پیدا میکنه و ایتن بزرگ میشه اون کامیونی که پر از وسیله و... بود رو ویکتور قدیم درست کرده و چون دیده که قبلش چه اتفاقی افتاده برای نفر بعدی اونو اماده میکنه(من بازم فک میکنم اخرین چرخه باشه)
یه چیز دیگه ای هم درباره شماره ۲ هست اینه که بخاطر همین بوده که ادمای زمان ویکتور مردن و فقط ویکتور زنده مونده (حس میکنم الویز هم زنده مونه ولی نمدونم کجاست)
من بازم فک میکنم راه نجات از شهر گشتن ایتن هست یه چی هست که میخواستم بگم یه مصاحبه بود که دوستان هم تو کامنتا بهش پرداختن این بود که یکی از کارگردانان یا نویسندگان یادم نمیاد میگفت جواب تو اولشه شاید منظورش تیتراژ نیست بلکه داستانیه که تو ون تابتا برای ایتن تعریف کرد .جولی میگه یکی از اون مانستر انگشتی ها میمیره بعد تابتا میاد میگه دوباره یه داستانی سر هم میکنه و اونو نجات میده(انقد درباره سریال فک کردن که دیوانه شدم (اونی که با ک شروع میشه)
راستی یه چند قسمتی پیش یه چی گفتم درباره نشانگر جولی تو ایندس که اشتباه بود تو این قسمت اصن پرچمو کندن پس جولی باید اون نشانگرو تو وسایل قدیمی پیدا کنه
اقا خب قسمت ۷ اومد یکم بهتر بود از قسمت ۶
فهمیدیم که فاطمیما میتونه اون مانستره رو کنترل کنه یعنی اگه بتونن مانسترها رو بکشن و هر کدوم بیان اونو بزان میتونن کنترلش کنن
در پاسخ به nabeqe: نمیدونم میخواستی توهین کنی یا چی ولی پایان بندی آلیس شاهکار بود.
حالا نمیخوام اسپویل کنم بیشتر توضیح نمیدم هرکی عقل داشته باشه میفهمه.
الیس در سرزمین مرزی خدا بود ولی فصل ۳ که برای کارت جوکر باید میجنگیدن از دو فصل اول ضعیفتر بود