فیلمنامه اش یه ایراداتی داشت. اینکه چرا دکتره وقتی فهمید قاتل کیه و بچه ها جابجا شدند به هیچکس هیچ حرفی نزد. اینکه یه جاهایی یه صحنه های دیگه به مخاطب نشون داد که واقعی نبود. مثل وقتی که دختره توی بیمارستان دستگاه تنفس را از دکتر قاتل جدا کرد که بعد نشون داد اینکارو نکرده. یا وقتی یوهان و باروم سر صحنه قتل پیرزن همو میبینند و درگیر میشند بعد جاشون را عوض کرد . میتونست از دید پلیسه تعریف کنه اونوقت ایراد نداشت ولی اینکارو نکردند و صحنه غلط برای مخاطب ایجاد کردند . و اینکه شانسی شانسی همه چی جور در میومد که یوهان را قاتل نشون بده، مثلا اینکه سر همه ی قتل ها حضور داشت حتی قتل توی زندان.
و البته یوهان یکی را هم کشت و داخل آب انداخت صداشم در نیاورد که بعد دیگه اشاره ای نشد که بهر حال قاتله
و خیلی موارد دیگه که برای هیجان و کشش فیلم بود
البته خب فیلمه دیگه . شاید خیلی ها متوجه این نکات نشن ولی خب میخواسته سرهم بندیش کنه ولی با اینکه یه جاهایی گول میزد در کل چیزای جدیدی برای ارائه داشت. شاید اولش یکی فکر کنه یه فیلم پلیسی مثل بقیه ی فیلم هاست ولی بعد میبینی که داستانش متفاوته و کلیشه نیست. همچنین بازیگرا عالی بازی کرده بودند و از این نظر کارگردانی قوی داشت.
کلا فیلمو دوست داشتم آدمو جذب میکرد و چند جاییش شوک بزرگ وارد میکرد و بعضی جاهاشم ریزه کاری ها را خوب مدیریت کرده بود.