جستجو براساس

1800 2026

مختار هستم پسر فرمانده جومونگ

@Nooshabe

نظرهای مختار هستم پسر فرمانده جومونگ

541 نظر
در پاسخ به Amin@1387: فقط منم که رفتارای تینیجرای خارجی رو میبینم حالت تهوع میگیرم
آره
در پاسخ به shahriar313: اصلا خودت فهمیدی چی گفتی؟ ورداشتی از یه سایتی کپی کردی تا خودتو پولفوسور نشون بدی جناب پولفوسور بالتازار. بشین سریالتو ببین حرفای گنده تر از دهنت نزن.
بچه جون برو بشین کنار تو کار بزرگترا دخالت نکن.
سریال MobLand را می‌توان با دو عدسی تمثیلی خواند: از منظر «قضیه فیثاغورس»، خانواده هریگان مثلثی ناپایدار است که در آن کونراد (پدرسالار در حال زوال)، میو (مغز سیاسی) و هری داسوزا (مصلح‌کننده) اضلاع آن را می‌سازند و بقای امپراتوری به برآیند دقیق این نیروها بستگی دارد؛ و از منظر «تنظیم خانواده اسلامی» (به معنای برنامه‌ریزی و سنجش توان برای جلوگیری از فروپاشی)، این خانواده دقیقاً قربانی فقدان چنین تنظیمی است، زیرا تولید نسل و خشونت کنترل‌نشده (رابطه کونراد با بلا و تولد ادی) به جای تقویت، نطفه فساد و تفرقه را در دل ساختار خانواده کاشته و آن را به سمت اضمحلال می‌برد.
سریال «نیگلی» (Neagley) که در سپتامبر ۲۰۲۶ منتشر شد، هم‌زمان دو منطق متضاد را بازنمایی می‌کند: از یک سو، مانند جرمی عظیم در نسبیت عام، فضازمان روایت را چنان خمیده که هر حرکت نیگلی ناگزیر در میدان گرانشی ریچر (جرم مرکزی) سنجیده می‌شود و استقلال او تنها با «دگرگونی» نهایی در لحظه وصال نمادین (دست دادن) به «أحسن الحال» می‌رسد — همان‌طور که در دعای تحویل سال از خدا می‌خواهیم حال ما را به بهترین حال دگرگون کند، نیگلی نیز از «حال» منجمد و منزوی خود (فوبیای لمس، انزوا، وابستگی پنهان به ریچر) به «حال»ی نیکوتر گذر می‌کند و این تحویل، هم تحویل سال است و هم تحویل حال؛ از سوی دیگر، از منظر مارکسیستی، این اسپین‌آف نمونه‌ای از کالایی‌شدن آگاهی و بت‌وارگی (fetishism) است که در آن شخصیت فرعی به مثابه نیروی کارِ از خودبیگانه، برای بقای سرمایه (فرنچایز ریچر) ناچار به بازتولید روابط تولیدی همان جرم مرکزی است و رهایی او تنها در صورتی ممکن می‌شود که از این ساختار بت‌واره فاصله بگیرد — چیزی که متن، به جای انقلاب، با آشتی نمادین و ادغام دوباره در همان مدار سرمایه به تعویق می‌اندازد؛ گویی «تحویل حال» در این سریال نه یک رهایی ساختاری، بلکه یک چرخه سالانه و تکراری است که هر بار نوید «أحسن الحال» می‌دهد اما در همان مدار گرانشی–سرمایه‌داری باقی می‌ماند.
در پاسخ به devdev: نتیجه اخلاقی فصل ۴: مترو جای غذا خوردن نیست.
"همیشه غذات رو با بقیه شریک شو."
همه دارن دم از فمینیستی بودن سریال میزنن ولی هیچکس به این توجه نمیکنه که تنها کسی که قدرت فرای ریچر داره Tony Cox
در پاسخ به Saeed4306: ریچر قوی تره یا کلانتر هود توی بنشی؟
هیچکدوم کلانتر Wade Houghton از همه قوی