جستجو براساس

1800 2026

InvisibleMind

@InvisibleMind

نظرهای InvisibleMind

27 نظر
برای درک بهتر سریال، و اینکه چطور دنیاهای موازی میتونند وجود داشته باشند، آزمایش دو شکاف رو در یوتیوب ببینید. به زبان ساده کاملا متوجه این موضوع میشید. اینکه چطور یک ذهن آگاه، وضعیت یک پدیده رو از حالت کوانتوم به حالت قطعیت میبره. و شرط ورود به دنیاهای موازی، خاموش شدن قشر پیش پیشانی مغز هست که مسئول آگاهی ماست. اما باگ داستان اینجاست. اگر فردی که وارد جعبه میشه، آگاه نیست، پس چطور میتونه آگاهانه بین بینهایت دنیا، یکی رو انتخاب کنه؟
تا قسمت 11 دیدم. حقیقتا با اینکه خیلی داستان قوی نداره، اما واقعا حال خوب کنه. یعنی در این تایمی که اینو میبینی، یکم مشکلات زندگی رو میتونی فراموش کنی. نقطه قوت سریال، خود دفنه است. هم قیافه خوشگلی داره، هم خیلی خوب، نقش یه دختر لجباز، مغرور، محکم، دارای پشتکار رو نشون میده. طبیعتا قدیر خیلی بهتر از تولگا است. فقط کاش یکم ازنظر هیکل درشت تر بود. برای یه شخصیت خشن و با سحط تستسترون بالا یکم زیادی ریز و کوچیکه. نکته بعد، واقعا از عاشقی قدیر خوشم میاد. خیلی قشنگ احساسش رو بیان میکنه. دنبال قرطی بازی نیست. حرف دلشو خیلی راحت میزنه. کاش خانم ها جواب کامنت منو بدن. اینکه دخترا بیشتر از تایپ قدیر خوششن میاد یا تایپ تولگا؟
کسی کامل دیده تهش چی میشه؟ تهش چی میشه؟ دفنه به کدوم میرسه؟ به تولگا یا قدیر؟ خیلی طولانیه.
من فصل1 رو دیدم و بنظرم خوب بود. اما با فصل2 اصلا نتونستم ارتباط بگیرم و ادامه ندادم. آیا داستان فصل3 از ادامه فصل2 شروع میشه؟ میشه بدون دیدن فصل2، فصل 3 رو شروع کنم؟
در پاسخ به KLR-SKG: به نظرم اگر بلا زنده می‌موند، رابطه‌اش با ادی باید خیلی بیشتر زمان می‌گرفت؛ بذارن تا آخرای فصل ۳ یا ۴ کم‌کم عاشق هم بشن، همدیگه رو بهتر بشناسن و بعد ادی خودش ب…
ادی عاشق بلا نبود. صرفا برای اینکه بتونه با پدرخوانده بلا وارد تجارت بشه، خودش رو عاشق جا زد. اما تا حدودی هم دوسش داشت. ولی ته دلش عاشق سوزی بود. مثل همونجایی ک به دوست پسر سوزی گفت مراقب رفتارش باشه چون به سوزی خیلی اهمیت میده. ناراحتی ادی پس از مرگ بلا هم بیشتر از عذاب وجدان و احساس گناه ایجاد شده بود تا فقدان یک عشق. چون اگر عاشقش بود، حتما باید یه مدت خونه نشین میشد. در کل سریال خوش ساختی هست. ببینید و لذت ببرید. مخصوصا فصل دوم که خیلی بهتر شد
یه مورد خیلی برام عجیب بود. دنیل (تروی) رو فقط برای گرفتن تصمیمات سخت بیدار میکردن. یعنی هر زمان که نیاز به اجرای سیف گارد بود. با این حال دنیل هیچ تفاوتی با یک ربات نداشت. بدون هیچ احساساتی تصمیات سخت رو میگرفت. پس چرا مستقیم اداره کل سیلو ها رو به AI ندادن؟ AI که بر اساس خود دستورالعمل مشخص تصمیم میگرفت. نیاز با خواب 500 ساله نبود و اینکه یه عده حافظه شون پاک بشه و 500 سال شیفتی وضعیت رو مدیریت کنند؟ در کل استفاده از AI خیلی در فصل 3 مشهود نبود. AI به خوبی میتونست تمام دوربین هی هر سیلو رو پردازش کنه، تمام صداها رو بشنوه و از هر تصمیم در لحظه خبردار بشه. اینطوری کنترل هر سیلو خیلی راحت تر بود.
الان چطور صبر کنیم تا فصل 4 بیاد؟؟ لعنتی سیلو 1 چقدر جهنم بود. حافظه همه رو پاک کرده بودند. همه ربات تبدیل شده بودند. (منظور احساسات نداشتن) واقعا اگر حافظه یک شخص رو بگیری، هیچ تفاوتی با کشتن اون فرد نداره. و اون لعنتی میلیاردر کدوم گوری بود. کل 500 سال رو میخواد بخوابه؟ با اینکه میدونیم داستان براساس کتاب های سیلو هست، اما ثانیه به ثانیه اش هیجان داره
تنها دو جمله در مورد این فیلم میگم. خوش به حال کسانی که هوز این فیلم رو ندیدند. ببینید و لذت ببرید.
در پاسخ به InvisibleMind: ایده فیلم بسیار جذاب هست. تاثیر داشتن نظم و دیسیپلین رو در موفقیت نشون میده. اینکه نظم و اراده با هم باشن، رسیدن به هیچ هدفی غیر ممکن نیست. اما فیلم، داشتن ارا…
دیسیپلین و اراده شبیه یک عضله است. توان محدودی داره. اگه بخوای تقویت بشه، باید به طور مداوم و با شیب خیلی کند آموزشش بدی. این باعث میشه انجام بسیاری از کارها توان ذهنی و ارادی بالایی رو میخوان، کم کم به عادت تبدیل بشن. و انجام عادت، نیازمند اراده نیست. این راه حل ساده موفقیته. قسمت بزرگ اراده رو میتونیم به میزان سطح دوپامین در قشر پیش پیشانی مغز بدونیم. افزایش سطح دوپامین، اصطکاک اولیه برای انجام کارها رو کاهش میده، استرس رو کم میکنه، نقشه راه برای حل مسائل بهت میده. کم کم، غیر ممکن رو ممکن نشون میده. داروهای زیادی هستند که سطح دوپامین رو به صورت انفجاری بالا میبرن که معروف ترین اونها دسته آمفامین هاست. اما مشکل اونها اینه که سطح دوپامین در تمام مغز بالا میبرن، پس با مصرف این دارو ها همونقدر که سطح تصمیم گیری منطقی و ذهن شفاف رو افزایش میده، حس سرخوشی و های بودن رو هم افزایش میده. اعتیاد شدید ایجاد میکنه و مغز رو به نابودی میکشه. اما داروی داخل فیلم، به طور دقیق بر قسمتی از مغز (قشر پیش پیشانی) تاثیر میذاشت، که دقیقا مسئول نظم واراده بود. همون طور که خود کوپر گفت، نه نئشه بودم ونه خمار، فقط میدونستم چه کاری رو باید انجام بدم، و چطوری اونو انجام بدم... طبیعتا هیچ چیز در این دنیا رایگان نیست. هر چیزی بهایی داره...