جستجو براساس

1800 2026

nima786

@nima786

نظرهای nima786

32 نظر
در پاسخ به mkroling: منتقدین ذات سریال سرگرمی هست دوست ندارید نبینید انقدر نقد اضافه نکنید وچرت نگید خط داستانی بدی نداره سریال عاشق شخصیت هاش نمیشید ولی جذاب میشه رفته به رفته برا…
ذات سریال سرگرمیه؟! این نقل‌قول از کیه؟ از خودتون؟! سریال، فیلم، تئاتر و تمام هنرهای نمایشی، جزو هنر هفتم از هنرهای هفت‌گانه هستن! هنر فقط برای سرگرمی نیست؛ بخش کوچکی از کارکردش سرگرمیه و بخش مهم‌ترش فرهنگ‌سازی، آگاهی‌بخشی، انتقال مفاهیم و ارزش‌های انسانی و اجتماعی، به چالش کشیدن تفکرات و تأثیرگذاری بر نگرش مخاطبه. اینکه بیای ذات یک پدیده رو به نفع خودت تغییر بدی تا نظر شخصی خودت رو به دیگران قالب کنی، کار چرتیه، نه نقد و نظرات دوستان! قبل از کامنت گذاشتن، کمی فکر کن و تأمل داشته باش!!
در پاسخ به اس مال: همه سریال که اسم بردی فاجعه بودن ... ولی عامه پسند .
می بینی اس مال آقا... شما که از خواص هستی خونه نشستی کامنت میزاری..بجاش مایکل سی هال که تو سریال عوام پسند دکستر بازی کرده بود گلدن گلوب میگیره.. ای تف به این ناعدالتی دنیا..
واقعاً نمی‌دونم بعضی از دوستان چطور رغبت کردن این سریال رو تا بالای ۱۸۰ قسمت دنبال کنن! بنده از اون آدم‌ها نیستم که بگم فقط سریال آمریکایی می‌بینم، اون هم صرفاً آثار تیلور شریدان! اتفاقاً مسئله‌ام ملیت سریال نیست؛ فقط واقعاً برام جای تعجبه که چطور می‌شه چنین سریال آب‌دوغ‌خیاری‌ای رو با این حجم از قسمت دنبال کرد؛ سریالی که انگار مدام تلاش می‌کنه شبیه آثار مشابه غربی در ژانر خودش باشه، اما از هویت و امضای مستقل چندانی برخوردار نیست. والله ما ۲۰ سال پیش وادی گرگ‌ها رو دیدیم؛ سریالی که دست‌کم هویت بومی خودش رو داشت و برای شبیه شدن به دیگران ساخته نشده بود. بعد از اون هم ایزل اومد که واقعاً فوق‌العاده بود. می‌دونم این دو سریال هم‌ژانر نیستن، اما مثال زدم تا مشخص بشه با آثار ترکی هم بیگانه نیستم و اتفاقاً پیشینه‌ای در تماشای این سریال‌ها دارم. اما این تشکیلات دیگه واقعاً هچل‌هف هستش...
دوستی گفته بود این سریال تین‌ایجریه! واقعاً آدم نمی‌دونه بخنده یا تعجب کنه! زمانی که ما Dexter می‌دیدیم، یه عده می‌گفتن این چه سریال تین‌ایجری‌ایه؟ برید Lost ببینید! بعد Prison Break اومد، گفتن این دیگه چیه؟ 24 ببینید! شما هنوز بچه‌اید و چیزی از سریال نمی‌فهمید! حالا رسیدیم به MobLand و جالبه که این جماعت هنوز منقرض نشده‌ن! فقط اسم سریال‌ها عوض شده، ولی ژنِ «من می‌فهمم، شما نمی‌فهمید» همچنان نسل به نسل منتقل می‌شه! ظاهراً برای بعضیا بلوغ سریالی یعنی هر چیزی که خودشون می‌بینن شاهکاره و هر چیزی که بقیه دوست دارن، تین‌ایجری! اینا نه منتقدن، نه صاحب‌نظر؛ فقط یه عمره سلیقهٔ شخصی‌شون رو با معیار فهم و شعور اشتباه گرفتن! خلاصه اینکه سریال‌ها بزرگ شدن، نسل‌ها عوض شدن، پلتفرم‌ها زیرورو شدن؛ ولی این جماعت هنوز سر همون کلاس اول نشستن و به بقیه می‌گن بچه‌اید!
چند نکته رو لازمه دربارهٔ این فیلم روشن کنم. اولاً، اسکار به خودِ فیلم تعلق نگرفته؛ میکی مدیسون این جایزه رو برای بازی در نقش اول زن دریافت کرده. اسکار جوایز متعددی داره و هر جایزه به بخش مشخصی تعلق می‌گیره. این نکته خطاب به دوستانی که به‌اشتباه می‌گفتن «این فیلم چرا اسکار گرفته؟»! حالا اینکه آیا میکی مدیسون واقعاً شایستهٔ این جایزه بوده یا نه، یا اینکه عوامل دیگری در انتخابش نقش داشته‌اند، بحث جداگانه‌ایه. شخصاً بازی ایشون رو در حد متوسط ارزیابی می‌کنم و چندان تحت‌تأثیرش قرار نگرفتم. اما دربارهٔ خود فیلم؛ به واسطهٔ رشتهٔ دانشگاهی‌ام، معمولاً آثاری رو دنبال می‌کنم که در جامعه برجسته شده‌اند و از منظر جامعه‌شناختی حرفی برای گفتن دارند. به همین دلیل، فارغ از ارزش سرگرمی یا کیفیت هنری یک اثر، سعی می‌کنم لایه‌های اجتماعی و مفاهیم پنهان در اون رو هم ببینم. بخش اول فیلم عمدتاً به صحنه‌های جنسی اختصاص داره که از نظر من، به‌خودی‌خود اهمیت چندانی در تحلیل اجتماعی اثر ندارن. اما در بخش دوم، با مسئلهٔ مهم‌تری مواجه می‌شیم: سقوط جایگاه و ارزش اجتماعی یک دختر جوان و شرایطی که او رو به چنین مسیری سوق داده. دختری که در اون سن، انتظار می‌ره فرصت تحصیل، ساختن آینده و رسیدن به استقلال رو داشته باشه، در موقعیتی قرار گرفته که برای کسب درآمد، ناچار به انجام کارهایی می‌شه که پرسش‌های جدی دربارهٔ شرایط زندگی و جایگاه اجتماعی‌اش ایجاد می‌کنن. در همین میان، پسری از دنیای کاملاً متفاوت و خارجی ، صرفاً برای خوش‌گذرانی چند هفته‌ای و با تکیه بر قدرت مالی خودش وارد زندگی او می‌شه و با احساسات و سرنوشتش بازی می‌کنه. به نظرم، اینجاست که فیلم ارزش تأمل پیدا می‌کنه؛ نه لزوماً به‌خاطر نحوهٔ روایت یا کیفیت بازی‌ها، بلکه به‌خاطر پرسشی که دربارهٔ جایگاه زن، ارزش انسانی او و تأثیر پول و قدرت بر روابط انسانی مطرح می‌کنه. اینکه وضعیت زنان، به‌ویژه در جوامع غربی، به کجا رسیده و چگونه ممکنه یک انسان در مناسبات اقتصادی و روابط مبتنی بر قدرت، تا حد یک وسیله برای رفع نیازهای دیگری تنزل پیدا کنه، موضوعی جدی و قابل‌بحثه. در نهایت، ممکنه از نظر سینمایی فیلم چندان من رو راضی نکرده باشه و حتی با انتخاب اسکار بازیگرش هم موافق نباشم؛ اما این‌ها مانع از اون نمی‌شن که اثر رو از منظر جامعه‌شناختی بررسی کنیم و پرسش‌هایی رو که مطرح می‌کنه، جدی بگیریم.
اینکه تیلور شریدان تونست در کمتر از یک دهه، یک فرانچایز جذاب یا حتی بهتره بگیم، یک میراث داستانی بسازه و این‌همه سریال و اسپین‌آف از دل دنیای Yellowstone بیرون بکشه، واقعاً تحسین‌برانگیزه. هر کسی نمی‌تونه چنین جهان داستانی‌ای خلق کنه و تا این اندازه گسترشش بده. اما مشکل اینجاست که انگار کم‌کم داره آش این فرانچایز شور می‌شه! یکی از دلایلش هم اینه که پروژه‌ها به‌تدریج دارن به دست کارگردان‌ها و عوامل دیگه سپرده می‌شن؛ افرادی که لزوماً به‌اندازهٔ خود شریدان در ساختن چنین داستان‌هایی خبره نیستن. از طرفی، شریدان هم ظاهراً به نقطه‌ای رسیده که موفقیت تجاری و سودآوری این دنیا تضمین شده و دیگه مثل قبل حساسیتی نسبت به کیفیت خروجی نهایی وجود نداره؛ دست‌کم چیزی که از روند فعلی به نظر می‌رسه، اینه که حفظ کیفیت داره زیر سایهٔ گسترش فرانچایز قرار می‌گیره. اسپین‌آف‌ها هم دیگه دارن بیش‌ازحد زیاد می‌شن؛ تا جایی که آدم می‌ترسه اسپین‌آف بعدی دربارهٔ یکی از گاوهایی باشه که از مزرعهٔ Yellowstone فرار کرده بود! بالاخره هر میراثی، حتی اگر فوق‌العاده باشه، ظرفیت مشخصی برای گسترش داره. گاهی بهتره یک دنیا با چند اثر قدرتمند و ماندگار توی ذهن مخاطب باقی بمونه، تا اینکه با تولید بی‌وقفهٔ آثار جدید، کم‌کم از ارزش و جذابیت اولیه‌اش کم بشه. شریدان یک دنیای داستانی ارزشمند ساخته؛ امیدوارم گسترش بیش‌ازحدش، همون چیزی رو نابود نکنه که باعث شد این دنیا از اول ارزشمند بشه.
در پاسخ به matin_mt: شخصیت کارتر هم از لحاظ بازیگری هم از لحاظ داستان و شخصیت پردازی به شدت ضعیفه و پاشنه آشیل سریاله ، گفت مدرسه نمیخوام برم بث بهش گفت خب نرو ، گفت میخوام‌کار کنم…
عزیز، قبل از اینکه بخواید از رفتار یک کاراکتر ایراد بگیرید، اول یه کم فکر کنید دارید درباره چه شخصیتی و با چه پیشینه‌ای حرف می‌زنید! فلسفه وجودیش تو فیلمنامه رو در نظر بگیرید، نه فقط رفتارش رو در یک صحنه. کارتری که کودکی سختی داشته؛ کارتری که خانواده‌اش ثباتی نداشته؛ کارتری که برای رسیدن به موقعیت فعلیش، از سن کم مجبور به کار سخت بوده؛ کارتری که به‌خاطر اتفاقی که در اپیزود اول براش افتاد، دچار تروما شده؛ کارتری که در سن بلوغ و دقیقاً در اوج تقابل عقل، احساس و هورمون‌هاست؛ کارتری که عشق اولش خودش یک آدم بی‌ثبات تر خودشه؛ کارتری که قتل دوستش رو دیده توسط کلانتر... حالا واقعاً انتظار دارید چنین کاراکتری همیشه منطقی، حساب‌شده و نرمال رفتار کنه؟! مثلاً انتظار دارید مثل جان داتون، با چندین دهه تجربه و پختگی، بشینه همه‌چیز رو تحلیل کنه و بعد تصمیم بگیره؟! بی‌خیال عزیز جان!
نسخهٔ اول این سری فیلم سال ۲۰۰۲ اومد و همون سال‌ها هم دوبله شد. یادمه نسخهٔ دوبله‌شده‌اش رو که تصویر دنیای هنر بود، روی دو تا CD گرفتم. اون موقع پیش‌دبستانی بودم و واقعاً فکر می‌کردم این فیلم و این کاراکتر، بهترین فیلم و شخصیت دنیاست! درحالی‌که مثلاً بچه‌های بزرگ‌تر از من، بیشتر با «دزدان دریایی کارائیب» حال می‌کردن. ولی خب، اگه الان برگردم و نسخهٔ ۲۰۰۲ رو ببینم، احتمالاً بیشتر از اینکه یک فیلم فوق‌العاده ببینم، دارم خاطرات و حس‌وحال اون دوران رو دوباره تجربه می‌کنم؛ و همین، ارزش خودش رو داره. برای خیلی از بچه‌های امروز هم دقیقاً همین اتفاق می‌افته. شاید از نظر ما فیلم یا کاراکتر چندان قوی و فوق‌العاده‌ای نباشه، اما برای اون‌ها بخشی از کودکی و خاطراتشونه؛ چیزی که باهاش بزرگ می‌شن. پس اینکه میاید صرفاً به خاطر علاقهٔ یک نسل به یک فیلم یا کاراکتر، شروع می‌کنید به هیت دادن و مسخره کردن، بیشتر از اینکه چیزی دربارهٔ اون فیلم بگه، دربارهٔ خودتون میگه. بذارید بچه‌ها هم خاطرات خودشون رو داشته باشن؛ همه‌چیز قرار نیست با سلیقهٔ شما سنجیده بشه.
بهترین فصل‌های AHS از نظر من، به ترتیب اینان: اول تیمارستان، بعد کارناوال یا همون فریک شو، بعدش محفل جادوگرا و در نهایت هتل که واقعاً فصل خوبی بود! بقیه فصل‌ها به نظرم یا خیلی چرت بودن یا اصلاً اون جذابیت لازم رو نداشتن. این سریال برای من بیشتر از اینکه صرفاً یه سریال باشه، جنبه خاطره‌انگیز داره و یه حس نوستالژیک خاصی برام ایجاد می‌کنه. حالا باید ببینیم فصل جدیدش چطوری از آب درمیاد.
تو این چند وقت، جزو معدود فیلم‌هایی بود که واقعاً تونستم رغبت کنم تا آخرش، بدون حتی یه لحظه خستگی ببینمش... فوق‌العاده بود! ارضای مخاطب با موضوع «ایجاد عدالت اجتماعی» چیز جدیدی نیست؛ ما نمونه‌ش رو حتی توی دکستر هم دیده بودیم، اما چیزی که این فیلم رو خاص و ویژه می‌کنه، زاویه‌ایه که ازش به این موضوع نگاه کرده و بستریه که داستان رو توش روایت می‌کنه. «Murder Report» واقعاً چند کلاس از اکثر فیلم‌های عرفی کره بالاتره. هم ایده جذابی داره، هم ریتمش اجازه نمی‌ده حوصله‌تون سر بره و هم موضوع رو از زاویه‌ای متفاوت به مخاطب ارائه می‌کنه. شدیداً پیشنهاد میشه.