این شوخی، نهتنها به برخورد فیلم با موضوع سنگینی مثل تروما رنگ تازهای میزند، که به شکلی غیرمنتظره، دو تمِ «تنهایی» و «بیگانگی» در فیلم را به جمعبندی رضایتبخشی میرساند. دافیلد به شکلی واضح، میان زندگی برین در شهر خودش و زندگی بیگانگان روی زمین، تناظری معنادار میسازد. برین به دلیل گناه گذشتهاش، از سوی جامعه طرد شده و همین، دختر جوان را به بیگانهای در سرزمین خودش مبدل ساخته است. او در میان جمع انسانها، تنها است. در نتیجه، چنین شخصیتی، باید هم در مواجهه با جامعهی بیگانگان پایان فیلم، نهتنها مانند الیزابتِ فیلم حملهی جسددزدها وحشت نکند، که با آرامش ناشی از پذیرفته شدن، دلچسبترین لبخندهای عمرش را بزند و با سرخوشی، برقصد! او در تمام این مدت، «بیگانه» بوده است و حالا، در میان بیگانگان، «تنها» نیست!
منبع: https://intitr.net/%d9%86%d9%82%d8%af-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d9%87%db%8c%da%86%da%a9%d8%b3-%d9%86%d8%ac%d8%a7%d8%aa%d8%aa-%d9%86%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%af-%d8%af%d8%a7%d8%af-no-one-will-save-you/
رفتن به نظر
