اولش فیلم خوب بود دلم برا دختره سوخت به خاطر اینکه مورد ظلم واقع شد توسط رییسش و بقیه آدما و در کل تو جزیره هم خوب بود اینکه همه چی بلد بود و حتی پسره رو هم نجات داد
ولی قبول نمیکرد که برن از جزیره پسره هم سم خورش کرد که بتونه بره
ولی بعد اینکه دیدم نامزد یارو رو کشت یا نمیدونم سر یه دعوا و ترفیع نگرفتن
از اونجا به بعد حالم از فیلم بهم خورد چون اصن منطقی توش نداشت از اون لحظه به بعد چرا باید سر یه ترفیع نگرفتن و مشکل داشتن تو کار اول دوتا آدم بیگناه رو بکشی بعد رییستو بعدشم تازه معلوم شد شوهرش هم به کشتن داده
خلاصه که ارزش دیدن نداشت و ۲ ساعت الکی وقتمو تلف کرد ولی بدون تعصب میگم اول تا نصفه فیلم خوب بود ولی نویسندگی بعدش عین این بود که یه روان پریش یا یه قاتل جانی فیلم نامه رو نوشته باشه
رفتن به نظر
