احساس میکنم ما هم توی یه سیلو گیر افتادیم... سیلویی که فشارش بیشتر از همه روی طبقات پایینه. سالهاست مردم این طبقات دارن تاوان تصمیمها و اشتباهات بالانشینها رو میدن و دیگه واقعاً خیلیها توان ادامه دادن این زندگی رو ندارن.
ولی یه فرق بزرگ با گذشته داریم؛ ما دیگه از بیرون سیلو بیخبر نیستیم. به لطف آدمهایی که از این سیلو خارج شدن، فهمیدیم اون بیرون فقط تاریکی و مرگ نیست.
به نظرم این آگاهی از پایینترین طبقات شروع شده و کمکم داره به همهجا میرسه... قصهی سیلوی ما هم داره وارد فصل جدیدی از داستانش میشه.
نور
رفتن به نظر
