جستجو براساس

1800 2026

venus91

@venus91

نظرهای venus91

57 نظر
در پاسخ به masud281: کامنت سرشار از حسادت های احتمالا زنانه. زن های جذاب جذابیت و درخشش زن های دیگه رو مانعی برای درخشش خودشون نمیبینن. نتیجه ش میشه این که وقتی زن جذابی میبینن ازش…
عزیزدلم هرچند با بقیه ی کامنتات تا حالا موافق بودم ولی این یکی رو دیگه نمیشه خداوکیلی! اگر نگاه کنی میبینی آقایونی که از فیلم بد گفتن هم کم نیستنا! ولی داستان وقتی جالب میشه که یه خانم کوچکترین واکنشی نشون بده...
در پاسخ به atretofaghat: سلام و مهر بعنوان کسی که فقط فیلم ترسناک دیده این سریال عینه یه معجزه می مونه موضوع فیلم منطق بر عقاید ادیان ابراهیمی هست اینکه اگه کسی خودکشی کنه یا ج…
حالا من که کنجکاو شدم ۱۰۰۰تا لایک رو از کجا جور کنم؟! شما لطفا به بزرگواری خودتون به همون چندتا بسنده کنین و بگین داستان اونا چیه
در پاسخ به mahdyar300: خوبه هم فامیلی جورج رو توی فیلم گفتم هم پدر مادر جولیت رو نشون دادن
تو دیالوگ های جولیت، یه جا داره درمورد دفترچه ی خاطرات با کمیل صحبت میکنه و میگه داروی فراموشی جوری روی اون آدم ها تاثیر گذاشته بوده که پدرومادرها فراموش میکردن که بچه دارن و باید بهشون غذا بدن و بچه ها میمردن. پس به این که پدرومادر جولیت رو نشون دادن یا اسم و فامیل شخصیت هارو گفتن نمیشه اکتفا کرد و از روشون نتیجه ای گرفت. تروی هم قبل دارو دنیل بود و بعدش نه اسمش رو یادش میومد و نه خواهرش رو میشناخت. همچنین تو سریال گفته شد برای این که داروی فراموشی کار کنه، نباید از گذشته چیزی رو به طرف نشون بدن. پس بعید نیست بچه ها رو از پدرومادر اصلی گرفته باشن و به پدرومادر جدید داده باشن تا هیچ نشونه ای برای یادآوری زندگی قبل از دارو باقی نذارن.
در پاسخ به m_zareie2003: تمام چیزی که مخاطب باید بدونه بیخودی جنگ جنسیتی راه نندازین واقعا متاستفم از این طرز فکرا
و تنها چیزی که شما ندونستی اینه که جنگ جنسیتی رو یه نفر دیگه شروع کرد ولی شما چون خودت با نفر اول هم نظر بودی، اومدی خانمی که جوابشو داد رو با گسلایت، سرزنش کردی! درواقع شما جنسیت زدگیِ خودت رو پشت نقابِ قضاوت خانمی که اعتراض رو نشون داد، پنهان کردی. تعریف گسلایت در این مورد: اگر آقایون کامنت جنسیت زده بذارن کاملا عادیه، ولی اگر یه خانم جوابشون رو بده متهم میشه به این که جنگ جنسیتی راه انداخته.
در پاسخ به Mehdi1376ranjbar: ببین با فکت میتونم بگم اشتباهه تئوری شما. البته میگم از روی داده سریاله نه کتاب و ممکنه مال شما درست باشه. ببینین اونجا که دنیل به هلن اشاره میکنه پیش روانپ…
من تعداد بیدار شدن های دنیل رو فقط همون دوباری که دیدیم در نظر گرفتم و گفتم شاید بقیه ی کاغذها برای زمانی باشه که تو پروسه ی درمان بوده و با دکتره جلسه میذاشته. یعنی قبل از به خواب رفتنش، یه دور بیدار بوده و داروی فراموشی رو میگرفته و تو همون بازه شورش ها هم اتفاق می افتاده. به صفحه ی نمایشگرش توجهی نکرده بودم، آره اینجوری میتونه تئوری شما هم درست باشه. ممنون از نظرتون.
به نظرم 300 سال نگذشته. چون اگر خاطرتون باشه از یه شورش تو سیلوی 18 که طبق روایت خودشون در بیش از 100 سال گذشته اتفاق افتاده بوده، بارها تو فصل های قبل صحبت کردن، جشن روز آزادی برای سرکوب اون شورش دارن، ولی داستانش مبهم و دیکته شده اس. فقط میدونیم که از اونجا به بعد نگهداری عتیقه جات جرم شده. تو فصل 3 یه دفترچه خاطرات پیدا کردن که یه نفر از اثرات داروی فراموشی توش نوشته. از اون طرف وقتی دنیل(تروی) رو برای اولین بار میبینیم که بیدار شد، بهش گفتن 7 سال گذشته. تو این شیفت میبینیم که قبلا هم بیدار بوده و سوال همیشگیشو پرسیده بوده. به نظرم ترتیب اتفاقات اینجوری بوده: 1. بعد از بسته شدن سیلوها پس از انفجار، به بعضی از افراد سیلوی 1 داروی فراموشی میدن که عزیزانشون تو سیلوهای دیگه رو نشناسن، چون صرفا نقش مدیریتیشون تو سیلوی 1 مهمه. 2. ساکنین سیلوهای دیگه که موقع انفجار داخل بودن و ندیدن چی شده، شورش میکنن که خارج بشن. هلن داخل سیلوی 18 به شورشی ها میپیونده. دنیل (تروی) که فراموش کرده، باعث سرکوب اون شورشی ها میشه و بعد میخوابه. 3. بعد از سرکوب، به بازمانده های سیلوی 18 داروی فراموشی میدن و بهشون میگن 100+ سال گذشته. یه نفر تو دفتر خاطراتش وقایع رو تا زمان فراموشیش ثبت میکنه. احتمالا پسر هلن رو به یه مادر دیگه میدن که بزرگ کنه. 4. 7 سال میگذره. شورش سیلوی 17 اتفاق میفته و دنیل رو بیدار میکنن(بار اولی که دیدیم) تا سرکوب کنه. پسرش اگر زنده باشه 7ساله شده. 5. 30 و چندسال میگذره، دنیل دوباره بیدار میشه (بار دومی که دیدیم) تا جولیت رو سرکوب کنه. اینجا ویدیوی اون دکتر رو میبینه که تاریخش مال سال 2036 هست و هلن رو یادش میاد. اگر اینجوری حساب کنیم، احتمال میدم دوست پسر جولیت که مادرش فلیم کیپر بود و اردک رو به جولیت داد، پسر دنیل و هلن باشه. هم سنش به این وقایع میخوره و هم این که اون باعث شروع ماجرای جولیت شد. و فکر میکنم جواب سوال "چرا"ی جولیت اینه: دنیای بیرون نابود نشده. استنسن یه جا به زندان گواتمالا اشاره کرد و گفت از اونجا خوشش اومده و میخواسته کل جزیره رو بخره. به نظرم اون انفجار صحنه سازی بوده که آدمهای مناطق اطراف نزدیک اون منطقه نشن. ساکنین سیلوها هم صرفا نمونه های آزمایشی هستن که استنسن داخل سیلوها فرستاده تا میزان کاراییِ سیلوها رو محاسبه کنه تا زمانی که دنیا واقعا رو به نابودی باشه آدم های اصلی و مهمتر، با خیال راحت بیان و از سیلوها استفاده کنن. به همین دلیل هیچکس نباید از سیلوها خارج بشه که مبادا مسافت زیادی رو بره و با آدمای دنیای بیرون روبرو بشه و درخواست کمک کنه. اینجوری جنایت استنسن برملا میشه و پروژه ی سیلوها هم تعطیل. البته اینا نظر من بر اساس اون چیزی هست که خودم متوجه شدم، شایدم اشتباه باشه.
مستند آموزنده ایه، حتما ببینید. به نظرم اینجور مسایل روانشناسی رو باید در حد ساده و قابل فهم، به برنامه ی آموزشی مدارس اضافه کنن. اینجوری خیلی ها از آسیب هایی که بعدها بهشون وارد میشه یا خودشون به دیگران وارد میکنن آگاه میشن و تو همون سنین کم راه حل پیشگیری/مقابله باهاش رو یاد میگیرن. این فیلم به صورت داستان گونه مسایل رو از زبون خودشیفته ها یا قربانی هاشون بیان میکنه. اگر علاقه داشتین اینم تو یوتیوب ببینید: The TOP QUESTIONS A Narcissist CAN’T ANSWER! (Spot The Narcissist) _ Dr. Ramani
این فیلم بر اساس یه سری کتاب ساخته شده. خیلی وقت پیش دیدم، داستانش درگیرکننده اس و درمورد معماهای آثار داوینچیه. فیلم خوبیه، اگر الان نمیخواین ببینین، بذارید تو واچ لیستتون که برای مواقع خشکسالی به درد میخوره.
من هیچ آشنایی با داستان و بازی های بک رومز ندارم. این برداشت من از فیلم بود: همونجوری که کلارک برای مری توضیح داد(1:16:00)، اونجا یه تصویری از حافظه ی اشخاصی هست که وارد اونجا شدن. ولی برخلاف این که کلارک گفت اون آدمک ها نسخه ای از آدمهایی هستن که یه جایی اون بیرون دارن زندگی میکنن، فکر کنم اونا نسخه ی ناقصِ بخشی از هویت آدمهایی هستن که اونجا مُردن یا برای مدت طولانی در اونجا ساکن شدن. چون کلارک با تجسمی از خودش در شمایل دزد دریایی (هویت بیزینسیش) مواجه شد که خشم ویرانگر داشت و دنبال کشتن بود (مری بهش گفت: زنت به خاطر عصبانیت خارج از کنترلت ازت جدا شده)، و بعد از مرگش هم یه نسخه از مبل فروشیش رو نشون دادن. برهمین اساس فکر کنم دلیل این که اون اتاق ها تمومی نداشتن همین بود که هرکسی وارد اونجا میشد، اون مکان از یه جای مهم از حافظه ی اون شخص یه رونوشتِ ناقص میساخت و به اتاق های اونجا اضافه میکرد. یعنی تمام اون اتاق هایی که دیدیم، نشون دهنده ی حضور یه نفر تو اون مکان بود. و این که به نظرم اون دانشمندا آخرش مری رو هم کشتن، چون تو سکانس های آخر، آدمک مری روی صندلی نشسته بود و بقایای ساختمونی رو که مری با مادرش خاطره داشت، تو یه اتاق نشون دادن. تو سکانسی هم که مری رو داشتن میبردن ازش سوال بپرسن، اون صداهای ریکورد شده پیام هایی رو برای آدم فضایی ها به زبان های مختلف بازگو میکردن. احتمالا میخواستن بگن اون مجموعه اتاق ها تو یه بُعد مکانیِ دیگه خارج از بعد زمین قرار داره. در کل من از فیلمش خوشم اومد، همه چیزش عالی بود. فضای دلهره آورش رو هم خیلی خوب ساخته بودن.
من به خاطر تبلیغی که برای این فیلم شده بود دیدمش. فکر کنم اونایی که فیلم ترسناک کم دیدن، از این فیلم خوششون اومده بوده که اینهمه درموردش صحبت میشد! ریتمش خیلی کند بود، گذاشته بودم روی 1.5x. از کل صحنه های ترسناکش فقط دوبار غافلگیر شدم. شخصیت پردازی نیکی و بازی بازیگرش خیلی خوب بود، ولی شخصیت بیر قبل از این که نیکی رفتارهای عجیب و غریبش رو نشون بده شروع کرد به از کاه کوه ساختن و واکنش های افراطی نشون دادن! با توجه به این که با بودجه ی کم و بازیگرهای ناشناس تونستن فیلمی‌ بسازن که ترند بشه، کارشون قابل تحسینه، ولی خود فیلم چندان ترسناک نیست، بیشتر روانشناختیه.