من فیلم رو هنوز پلی نکردم و نخواهمم کرد.
در مورد سه تا کامنت پایینیم، واقعا دارم امید به زندگی برای نسل آینده کشورمون پیدا میکنم.چقدر خوب که کشتی خودتو رهبری کنی حتی کوچیک باشه حتی برخلاف، جریان آب باشه!
از روز اول تا الان، قوم ی.ه.و.د خودشو بالاتر از هر انسانی دونسته و بقیه اقوام به پشمشونم نیست، چرا؟!چون توی کتابای مذهبی من در آوردیشون گفته شده شما چوپانین و بقیه بشریت گوسفنداتون، پس دنیا اذعان شماست!
که البته منظورم تورات الهی و مقدس نیست.
یکی از این کتابای شیطانیشون، تلمود هستش، برید خودتون در موردش تحقیق کنین و مطالعه کنین اگر پیدا کردین کتاب رو!
رسما نقطه مقابل توراته و اصن یه وضعی حسن بابا✌
در پاسخ به Matinoo: یه اشتباهی که کردم اینه سریالی که قسمت به قسمت هر هفته میاد رو نشستم تماشا کردم . باید منتظر میموندم تموم میشد با خیال راحت میدیدم . ادم اخر هر قسمت کلی کنجکاو…
دوستان نمک مگر اجازه میدادن منتظر باشی؟!هر کدوم یه تیکشو اسپویل میکردن برات و به کل از دماغت میومد!
تاج و تخت رو با فکر تو گذاشتم که تموم شه ببینم، همه گوله نمکا گفتن، جان اسنو مرد، جان اسنو مرد اخر سریال!
در ضمن امروزتو بهتر زندگی میکردی اگر میدونستی به فردا، اعتباری نیست!(انشالله هزاران سال زندگی کنی، منظورم به کل عمر آدمی بود!)
میخواستم این حرفامو مقابل چند تا از دوستانی که در مورد تکراری بودن بعضی سکانسا دلخور شدن بگم، ولی مینویسم همه ببینن.بهتره بگیم یادمون رفته یا متوجه نیستیم، کل سکانسای زندگیمون تکراریه و روی یه دور باطل در حرکتیم.
تکرار بدون هدف، باعث رنجشه، اینو میدونی ولی بازم همین روال رو ادامه میدی!جنگ، غارت، تبعیض، کشتن هر جانداری، خیانت، دروغ و شکستن قلب همدگیه و و و(سریال در مورد لوپ زندگی آدمی و هبوط هستش).بهت قول میدم قراره لامپ بزرگی بالای سر جهان بخصوص با این سریال روشن بشه!صلح و سکون، ایستگاه آخر خواهد بود(حتی به قیمت یه جنگ بزرگ و شایدم جنگ اخر)، حتی اگر دو نفر در دنیا باقی بماند، مثل روز و شب اول شروع به گناه بزرگ!(چیدن سیب از درخت، که به ظرافت دارن اشاره میکنن توی اپیزود شیش)
که بعدش نه، باید شبی باشه و نه روزی که تفاوتی بوجود بیاد در مورد زمان حضورمون!
لطفا دقت کنین به هر سکانس به هر وِرس و دیالوگ.(دوازده نفر = نقاشی شام آخر)(هفت ماشین سیستم اخر برای هر روز هفته کسی که دوست داره پادشاهی و تصاحب دنیا رو، حضورش در مقابل پنجره پنت هاوسش بشکل چشم جهان بین)
شاید خیلیاتون متوجه شدین که هیچ ایرادی وجود نداره توی اجتماع بزرگ در مقابل توده دوازده نفره، و این بدون ایراد و اشکال بودن و این معصومیت خودش کارول رو وادار به ترس کرده و سعی بر متوقف کردن معصومیت داره.(دوازده در مقابل یک، همون یکی که چند بار کشتیم، یکبار مسیح بوده، یک بار کس دیگه ای یک بار کس دیگه ای)
ما انقدرررر دور شدیم از سکون و صلح و انقدر راه های جدید و اشتباهی رو امتحان کردیم بدور از این خط صاف، که علاوه بر اینکه خط اصلی و جاده ی اصلی رو از یاد بردیم، بلکه برای برگشتن به مسیر هم دچار دلهره و ترس میشیم!
قراره توی سریال تمام مسیرای اشتباه و تکرارای منجر به شکست بهمون دیکته بشه، یعنی حداقل امیدوارم که این اتفاق بی افته!
ممنون که وقت گذاشتین و دیدگاهمو خوندین!
امید دارم برای رسیدنمون!!
در پاسخ به Ahora Tor: قسمت ۶ بعد از شروع نسبتا خوبش دوباره توی سکانس های تکراری ادامه پیدا کرد؛ عملاً فقط وقتکشی بود و پایانش هیچجوری راضیکننده درنیومد و دربرابر قسمت های قبل ضعی…
در پاسخ به fofo pav: تقریبا 10 دقیقه داشتم نگاه می کردم یارو ماشینشو روشن کنه قسمت قبلیم 20 دقیقه حمله گرکها و سنگ کردن محل دفن بود عملا سکانسهای تکراری با ریتم بسیار اروم و غیر م…
میخواستم این حرفامو مقابل چند تا از دوستانی که در مورد تکراری بودن بعضی سکانسا دلخور شدن بگم، ولی مینویسم همه ببینن.بهتره بگیم یادمون رفته یا متوجه نیستیم، کل سکانسای زندگیمون تکراریه و روی یه دور باطل در حرکتیم.
تکرار بدون هدف، باعث رنجشه، اینو میدونی ولی بازم همین روال رو ادامه میدی!جنگ، غارت، تبعیض، کشتن هر جانداری، خیانت، دروغ و شکستن قلب همدگیه و و و(سریال در مورد لوپ زندگی آدمی و هبوط هستش).بهت قول میدم قراره لامپ بزرگی بالای سر جهان بخصوص با این سریال روشن بشه!صلح و سکون، ایستگاه آخر خواهد بود(حتی به قیمت یه جنگ بزرگ و شایدم جنگ اخر)، حتی اگر دو نفر در دنیا باقی بماند، مثل روز و شب اول شروع به گناه بزرگ!(چیدن سیب از درخت، که به ظرافت دارن اشاره میکنن توی اپیزود شیش)
که بعدش نه، باید شبی باشه و نه روزی که تفاوتی بوجود بیاد در مورد زمان حضورمون!
لطفا دقت کنین به هر سکانس به هر وِرس و دیالوگ.(دوازده نفر = نقاشی شام آخر)(هفت ماشین سیستم اخر برای هر روز هفته کسی که دوست داره پادشاهی و تصاحب دنیا رو، حضورش در مقابل پنجره پنت هاوسش بشکل چشم جهان بین)
شاید خیلیاتون متوجه شدین که هیچ ایرادی وجود نداره توی اجتماع بزرگ در مقابل توده دوازده نفره، و این بدون ایراد و اشکال بودن و این معصومیت خودش کارول رو وادار به ترس کرده و سعی بر متوقف کردن معصومیت داره.(دوازده در مقابل یک، همون یکی که چند بار کشتیم، یکبار مسیح بوده، یک بار کس دیگه ای یک بار کس دیگه ای)
ما انقدرررر دور شدیم از سکون و صلح و انقدر راه های جدید و اشتباهی رو امتحان کردیم بدور از این خط صاف، که علاوه بر اینکه خط اصلی و جاده ی اصلی رو از یاد بردیم، بلکه برای برگشتن به مسیر هم دچار دلهره و ترس میشیم!
قراره توی سریال تمام مسیرای اشتباه و تکرارای منجر به شکست بهمون دیکته بشه، یعنی حداقل امیدوارم که این اتفاق بی افته!
ممنون که وقت گذاشتین و دیدگاهمو خوندین!
امید دارم برای رسیدنمون