یک گروه مخفی ۵۰ سیلوی زیرزمینی عظیم را در ایالت جورجیا ساختند. آنها عمداً نانورباتها را آزاد کردند تا بقیه جهان را نابود کنند و یک «حباب مرگبار» پیرامون سیلوها ایجاد کردند تا بازماندگان را برای صدها سال در زیر زمین نگه دارند تا زمانی که هوای بیرون به طور طبیعی پاک شود, بازگشت و دستگاه حفاری: ژولیت موفق میشود با سیلوی ۱ ارتباط برقرار کند و در نهایت به خانه خود، یعنی سیلوی ۱۸ برمیگردد . او با درک اینکه سیلوی ۱ تلاش خواهد کرد آنها را نابود کند، از یک ماشین حفاری عظیم در پایینترین طبقه سیلو استفاده میکند تا به صورت افقی در دل زمین تونل بزند و بازماندگان سیلوی ۱۷ را نجات دهد, شورش در سیلوی ۱: در داخل پناهگاه فرماندهی، مردی به نام دونالد — که در ابتدا به طراحی سیلوها کمک کرده بود اما از نقش خود پشیمان است — خواهرش، شارلوت را بیدار میکند. دونالد مخفیانه شروع به فعالیت میکند تا به ژولیت کمک کند و معماران مستبد این پروژه را از پای درآورد, سیلوی ۱۸: رئیس پروژه سیلوها متوجه میشود سیلوی ۱۸ از کنترل خارج شده و سیستم امنیتی گاز سمی را فعال میکند. گاز سمی سیلوی ۱۸ را فرامیگیرد و اکثریت جمعیت آن را میکشد. ژولیت موفق میشود گروه کوچکی از بازماندگان را درست به موقع از طریق تونل تازه حفر شده به سیلوی ۱۷ هدایت کند. برای دادن فرصت به گروه ژولیت، دونالد در سیلوی ۱ میماند و کل پناهگاه فرماندهی را با مواد منفجره منفجر میکند. این کار رهبری پروژه را نابود میکند و مانع از بین رفتن سیلوهای دیگر میشود، هرچند خود دونالد در این انفجار جان میبازد. خواهر او، شارلوت، با لباس محافظ به سطح زمین فرار میکند.آشکار شدن دنیای بیرون: ژولیت، سولو، شارلوت و چند صد نفر از بازماندگان سیلوهای ۱۷ و ۱۸ از تجهیزات حفاری سنگین برای حفر مستقیم به سمت سطح زمین استفاده میکنند
پایان نهایی: هنگامی که آنها به سطح زمین میرسند و از «حباب مرگبار» که توسط نانورباتها حفظ میشد عبور میکنند، متوجه میشوند که دنیای بیرون در واقع احیا شده است. بیابان سمی و ویرانشده، دروغی بود که برای زندانی نگه داشتن آنها ساخته شده بود. آنها با یک بهشت سرسبز و زیبا با هوای پاک، جنگلی انبوه و یک دریاچه آب شیرین روبرو میشوند. کتاب با یک یادداشت امیدوارکننده به پایان میرسد؛ جایی که بازماندگان جامعهای جدید و آزاد را در کنار ساحل دریاچه میسازند و در نهایت دنیای زیرزمینی را پشت سر میگذارند
رفتن به نظر