جستجو براساس

1800 2026

Hoda666

@Hoda666

نظرهای Hoda666

16 نظر
واقعا صحنه حماسی بود صحنه ای که فاطما هیولا شد طوری که برگشت نگاه کرد و گفت یادت نره کی بودم موزیکی که اون صحنه پلی شد طرز نگاه کردنش واقعا عالی بود بنظرم خیلی خوب اون صحنه رو بازی کرد توی نگاهش ترس ناامیدی و یطوری اینکه به آخر خط رسیده و دست کشیده قشنگ پدیدار بود
دوستان سه تا تئوری پیدا کردم اولیش اینکه تو اپیزود ۱ فصل ۱ مگان رو تاب نشسته و دستش عروسکه شبی عروسک تابیتا نیست ؟ فکر میکنم مگان هم نقش کلیدی داشته باشه اولین قربانی شروع این بوده دومین تئوری بازم اپیزود ۱ قسمتی که بوید دستش زنگوله ست دوتا دختر رد میشن از کنارش یکی دوچرخه دستش اون یکی کنارش شبی صوفیا نیست ؟ موهاش لباسش کفشاش جوراباش راه رفتنش استایلش شبی صوفیاست و گذری رد میشه سومین تئوری نقاشی ویکتور رو پنجره همین قسمت آخر فصل ۴ ی خورشید کنارش سیاه شده خط خطی این نقاشی که اصلا نبود وقتی هنری می‌خاست گلوله برداره این نقاشی چندبار نشون داد دفعات پیشم شاید همین اتفاق پیش اومده و ویکتور نقاشیشو کشیده یعنی میدونسه ؟!
ولی حق فاطیما این نبود خیلی دوستش داشتم انرژی داشت فصل اول جولی اینا اومدن چقد انرژی داشت خوشحال بود نقاشی میکرد بعد آخرش اون باید هیولا میشد
یه تئوری به ذهنم رسید یادتونه هنری که رفت خونه تابیتا رو میز یک نقاشی بود هفت تا درخت کنار هم بودن با یک بچه همشون با افتادن درخت تو جاده به فرام میرسن درختا کلا نقش مهمی دارند : ممکنه بچه‌های قربانی روح یا وجودشون به شبه ریشه‌ها وصل شده؛ یعنی درخت‌ها مثل یک سیستم حافظه یا پورتال عمل می‌کنن. در این حالت، پیدا کردن «هفت درخت خاص» می‌تونه کلید شکستن چرخه باشه.شاید اون هفت بچه قربانی اصلاً استخون‌های توی تونل نباشن، بلکه به درخت‌ها تبدیل شدن یا روحشون به ریشه‌های اونجا وصل شده. چون توی From تقریباً همه‌چیز به درخت‌ها برمی‌گرده پورتال‌ها، ریشه‌ها و حتی نقاشی‌ها. بخواطر همینه که درخت ها جا ب جا میشن نتونی پیداشون کنی ! حالا شاید با پیدا کردن هفت تا درخت اصلی بتونن تله پورت کنند ب هر بچه یعنی هر درخت واسه یک بچس یا استخونشو پیدا کنن یا اصلا استخوان ها استعاره باشه همون طور که استخوان ها واسه بدن ها مهمترینن استخوان برای درخت هم استعاره از ریشه هاش باشه یعنی اصل کاری پیدا کردن اون‌درختاس چون جید بارها گفته که وقتی قربانی شدن ریششون تبدیل به درخت شده و مرد زرد پوش برای همین گفت این اشتباهه فاجعه ب بار میاد اگه درخت رو از ریشه در بیارین
مثلا هنری اگه مارتین بوده باشه واسه اینکه ب کسی آسیب نزنه مثلا خودشو بره تو اون خرابه حبس کنه ؟ و دیگه همونجا بمونه تا وقتی که نشون داد بوید رفت اونجا و کرم هارو منتقل کرد بهش انگار چیزایی که میبینیم گذشته اونارو داره نشون میده
ممکنه در نهایت همه هیولا بشن ؟ و این چیزی ک نشون میده روند هیولاشدنشون باشع انکار فکر میکنیم آینده اینارو میبینیم ولی در واقع داریم گذشتشونو میبینیم ؟ مثلا روند هیولا شدن فاطیما که درنهایت تبدیل شه ب اون زن کیمونو پوش
نقد کردن کاملاً حق هر بیننده‌ایه. اینکه بگی ریتم سریال کند شده، بعضی شخصیت‌ها رو دوست نداری، با تصمیم‌های نویسنده موافق نیستی یا فکر می‌کنی بعضی صحنه‌ها بهتر می‌تونستن نوشته بشن، همه این‌ها نقد محسوب میشن و اتفاقاً باعث شکل گرفتن بحث‌های جالب میشن. اما چیزی که من زیاد می‌بینم نقد نیست. اینکه زیر هر پست فقط بنویسی آشغال «خسته‌کننده‌ست»، «جمعش کنید» یا درباره بازیگرها و شخصیت‌ها حرف‌های توهین‌آمیز و +۱۸ بزنی، نه کمکی به بحث می‌کنه و نه نشون‌دهنده نقده. وقتی به جای صحبت درباره داستان، سرنخ‌ها و اتفاقات سریال، بحث به شوخی‌های جنسی، توهین و تمسخر کشیده میشه، دیگه از فضای نقد فاصله گرفتیم. یه چیز دیگه هم که نمی‌فهمم اینه که وقتی کسی واقعاً از یه سریال لذت نمی‌بره، با شخصیت‌ها ارتباط نمی‌گیره و از روند داستان خسته شده، چرا همچنان هر قسمت رو دنبال می‌کنه؟ من خودم بارها پیش اومده سریالی رو وسط راه کنار گذاشتم چون فهمیدم مناسب سلیقه من نیست. قرار نیست همه از یک اثر خوششون بیاد. به نظرم جذابیت سریال‌های معمایی و رازآلود دقیقاً همینه که مخاطب رو مثل خود شخصیت‌ها سردرگم، کنجکاو و درگیر نگه می‌دارن. ما هم مثل کاراکترها دنبال جوابیم، سرنخ‌ها رو کنار هم می‌ذاریم، تئوری می‌سازیم و سعی می‌کنیم معماها رو حل کنیم. برای من جالب‌تر از هر چیزی اینه که ببینم هر کسی چه برداشتی از اتفاقات داستان داشته و چه سرنخی رو پیدا کرده که شاید من متوجهش نشده باشم.
یوتیوب میری تو چنل های آمریکایی و حتی هندی و پاکستانی کامنت هارو می‌خونی همه دارن تئوری میدن و نظر میدن تا باهم ی معمارو حل کنن من حتی تو چنل یک فرد هندی ندیدم که از روند سریال گلایه کنن .. و ایستراگ هارو ب اشتراک میزارن چیزایی که اصلا شما حتی به ذهنتونم نیومده .. اما چنل های ایرانی فقط دوسدارن بکوبند همو .. و چه خود سریالرو حتی تو کامنت ها همدیگرو هم میکوبند میگن از ماست که بر ماست کلا ایرانی دوسداره شکایت کردنو ایراد گرفتنو و هم‌چنین کوبوندن اینو اونو ولی با اون دسته از کسایی که میگن دوستنداری نبین موافقم با احترام..چرا وقتی سریال واست کسل کننده شده با بازیگرا حال نمیکنی میبینی ؟ هیچ هزینه ای نکردی که داری بابتش زجه میزنی ؟ من خودم به شخصه وقتی سریالی میبینم که معمایی باشه اما مثلا صحنه عاشقانه باشه دراپ میکنم چرا ؟ چون هر فیلمی بنظرم فوکوس کنه رو همون ژانری که هست خیلی بهتر نتیجه میده تا صحنه ها اضافی.. مثل فیلم ترسناک : اگه کمدی باشه که ترسناک نیست دیگه ! شما دیدین بعضی فیلم ها زده کمدی ترسناک از همون اول نمی‌بینین میگین این اگه ترسناکه پس کمدیش چیه ! خطاب به اونایی که از ژانر معمایی راز آلود توقع صحنه های سکسی دارن! یک کامنتی اینجا خوندم و عجیب ب دلم نشست گفته بود که این سریال طوری داره با ما بازی می‌کنه که با کارکتر ها همزاد پنداری میکنیم دقیقا درست می‌گفت وقتی از فصل اول نگا میکنی و معما هارو کنار هم میزاری و ب هیچ نتیجه ای نمی‌رسی کلافه میشی کارکتر ها هم بنظرم به خوبی دارن اون کلافگی رو نشون میدن ب هم ریختگی ترس وحشت انگار هر قسمتو که میبینم خودم اونجام و با خودم فکر میکنم من اگه جای اونا بودم چیکار میکردم اون دوست عزیزی که گفته هنری ی صحنه دید که تو بیمارستانه فلان وقتی شما هر فیلمو ب قول خودتون رو ۲ ایکس نگا میکنین و پنج دقیقه آخر فیلم واسه همینه که هیچی نمی‌فهمین از سریال ! بعدشم شکایت و گله میکنین خب دقیقتر ببینین ! وقتی تو بار صوفیا به هنری گفت شاید همه اینا خواب باشه فلان و خونشو ریخت تو مشروبش یعنی داره باهاش بازی می‌کنه .. اون صحنه هم ک دید مثلا از کما ب هوش اومده واسه اینکه فکر کنه واقعا کماست مثل ابی بشه
دوستان کامنت های یوتیوب زیر تحلیل های فرام خوندم ب یکی رسیدم این کامنت درباره سریال فرام (From) است، نه یک فیلم. کامنت دارد پایانی فرضی به نام «دریاچه اشک + ۷ کودک» را توضیح می‌دهد: 1. قانون چرخه: هر ۴۰ سال یک چرخه تمام می‌شود. برای ادامه‌ی نفرین، قربانی‌کردن یک کودک کافی است، اما برای شکستن نفرین، ۷ کودک لازم است. 2. ۶ کودک در دریاچه: هر چرخه‌ی ناموفق (سال‌های ۱۵۰۶، ۱۸۶۴، ۱۸۸۸، ۱۹۰۱، ۱۹۳۱، ۱۹۷۸) یک «کودک شاهد» داشته که فرار نکرده و در دریاچه اشک گرفتار شده. همان کودکانی که «انگ‌کویی» می‌گویند و منتظرند. 3. کودک هفتم گم شده: در چرخه‌ی فعلی (۲۰۲۲) برای کامل شدن حلقه، یک کودک نیاز است که ایثن کاندیداست. پسر سفیدپوش از او محافظت می‌کند. کامنت اشاره می‌کند که کودک ۱۹۷۸ احتمالاً خواهر ویکتور است. خلاصه: این نظریه می‌گوید نفرین با قربانی ۷ کودک شکسته می‌شود و ایتن همان هفتمی است. نظرتون چیه ؟