در پاسخ به Misa: هر سریالی نقص هایی داره؛با اونی که گفت به بقیه مثل مدی اونطور که باید پرداخته میشد نشد،بشدت موافقم.اما در آخر نتیجه و پایانو دنوست داشتم.اموزنده بود.تنها چیزی …
سلام
توی فصل ۱ و ۲ میشد با شخصیتها ارتباط برقرار کرد و درکشون کرد حتی بعضی مواقع آدم دلش برای نِیت و کَسی هم میسوخت. اما این فصل واقعا شخصیتها غیرقابل تحمل شدند حتی نمیتونم به خوبیِ فصل ۱ رو درک کنم .
توی فصلهای قبلی افسردگی و تلاشهای ناموفقش برای ترک کردن مواد جوری نمایش داده شدهبود که مخاطب به خوبی باهاش ارتباط برقرار میکرد اما الان کارهایی که میکنه به نظرم دیگه توجیهی نداره ! کَسی که دیگه هیچ! همینطور جولز! و نرمالترین شخصیت داستان یعنی لِکسی نقشش کمرنگتر شده(البته ممکنه مثل فصل ۲ آخرای کار بیاد به میدون .خواهیم دید چه خواهد شد) من واقعا دوستش داشتم این شخصیتو، شاید کمرنگشدنش به خاطر این باشه که فزکو دیگه نیست وگرنه احتمالا نرمالترین پارتنر سریال میشدن (روحش شاد(: ) .
به نظرم یکی از چیزهایی که باعث این اتفاق(درک نشدن شخصیتها) شده اینه که اون قسمتهایی که گذشته و کارهای شخصیتهارو به عنوان راوی تعریف میکرد کمتر شده و بهتره بگم شاید دیگه توضیحی برای رفتارها وجود نداره ! میدونید اکثر ماهایی که این سریالو میبینیم تینیجر هستیم برداشتی که تا اینجای کار دارم اینه که سریال میخواد بزرگ شدن و واردِ دنیای بزرگسالی شدن رو نشون بده .در واقع ما الان با آدمایی طرفیم که قراره شبیه بابای نِیت بشن به خطر اشتباهات و عادتهای نوجوونیشون. میخوام بگم آدم باید خودشو تو همین سن و سالا نجات بده وگرنه وقتی بزرگ بشیم و ناچار مسئولیت پیدا کنیم دیگه مهم نیست علت و ریشهی اشتباهات چی بودن. همه فقط عواقب کارهامون رو میبینند و تغییر سخت تر و سخت تر میشه
امیدوارم ادامهی فصل ۳ بهتر بشه