فیلم نیاز به گفتگو و یکم فکر راجب داستان داره شاید از نظر خیلی ها فیلم خوبی نباشه اسپویل
فیلمو تا آخر ببین نظرو بخون
وقتی استیون تیر میخوره و به کما میره، ذهنش وارد یه حالت تعلیق میشه، جایی بین مرگ و زندگی. در اون لحظههای مبهم و بحرانی، مغز استیون برای بقا میجنگه و قویترین راه نجات ساختن یه نسخه دیگه از خودش که بتونه باهاش حرف بزنه، قانعش کنه، بهش دلیل بده برای موندن.
نسخه آیندهی استیون در واقع وجدانشه. ترکیبی از درد، پشیمونی، خاطرات همسرش،(البته تو واقعیت هنوز زنش نیست)و میل نهایی به ادامه دادن. این تماس تلفنی یه استعارهست از گفتوگوی درونی آدمها با تاریکترین بخشهای خودشون.
در پایان، وقتی تماس تموم میشه و استیون تصمیم میگیره «بمونه»، در واقع نشون میده که ذهنش بالاخره تصمیم به زندگی گرفته و شاید این تصمیمه که باعث میشه از کما نجات پیدا کنه.
رفتن به نظر