حداقل یکم او اراده زانوبا رو داشت که اتوفا رو تا مرز گوزیدن فشار داد، اصلا هنوز سطح قدرت اتوفا رو نمیدونست ولی ترسیده بود اینا نشونه های یه ادم بازندس که از تلاش کردن میترسه و میخواد همه چی زود تموم بشه بپره تو بغل مامانش
رفتن به نظر
