*من حسی میکنم خیلی از دوستان فیلمو متوجه نشدن اومدن فیلم کوبوندن، واسه همین یه توضیح میدم Plot شیر فهم شه:
.
Anchor یا هسته اصلی داستان روی Amaziah میچرخه دیگه درسته! Kateri همون اول میتونست بیزینس استخراج عسل رو بفروشه و 30,000 دلار بدهی Amaziah رو پرداخت کنه خلاص، چرا انتقام رو انتخاب میکنه؟! من الان میگم: ما میدونیم که Amaziah آدمی نبوده که خیلی به فکر پول در آوردن بوده باشه، نزدیک به همون قدر که عسل می فروخته، به مردم محلی رایگان عسل می داده اینو وکیلش میگه واسه همین بدهی بالا آورده، چون زنش زود فوت کرده بوده به این نتیجه رسیده بود دنیا زود گذر، به بیزینس رسیدگی نمیکرده و به جاش سعی میکرده از وقت ناچیزی که داره به علاقه و عشقش با اطرافیانش بگذرونه. تمام اون سکانس های موزیکال برای فهموندن فلسفه زندگی Amaziah به مخاطب.این که این حس در تو ایجاد بشه حیف چه انسان خوبی بود و درک کنی چرا Kateri قصد داره میراث تولید عسل رو حفظ کنه.
--
چرا Kateri از Amaziah جدا شد؟ وقتی همسر Amaziah که اسمش Glenda بوده میمیره سازمان Social service در آمریکا Amaziah رو به عنوان Unfit در نظر میگیره یعنی صلاحیت پدر بودن برای kateri رو نداشته چون زنش مرده بوده و پولم نداشته. بعد از اون این دختر با در به دری زندگی کرده از این خونه به اون خونه شده در آخر که مادر واقعی خودش سرپرستیشو تونسته پس بگیره(از اولم با میل باطنی دخترشو رها نکرده همون سازمان گرفتتش) در طی یک نا عدالتی قضایی به زندان میوفته و همونجا خودشو حلق آویز میکنه. شما یعنی باید بفهمی این دختر چه زخم های روحی خورده؛ چه بدبختی پشت سر گذاشته واسه همین به سیستم قضایی بی اعتماده، اینم یکی از انگیزه های اصلیشه که چرا دزدیده شدن عسل هارو گزارش نمیده چون تجربه تلخ قدیمی داره.
--
از طرفی مدارک لازم برای به دادگاه بردن و ثابت کردن این که عسل های دزدیده شده مال Amaziah بوده نداشته Otis بهش توضیح میده، Wenyon Stone به سفارش Dob McCoy عسل هارو دزدیده و یک تیم از وکلا و کارمند پشتشه که ردشون بپوشونن، طرف کارش اینه با خراب کاری بیزینس رقبا رو از بین ببره تا خودش در بازار بفروشه، مثل گاو های مریضی که فروخته بود، یا کلونی آفات مورچه ای که کشاورزی منطقه رو نابود کرده بود کار این آدم بوده، قبلا هم افرادی دیگه به دادگاه کشوندنش اما نتونستن زمین بزننش: عسل های Amaziah هم با اسم pete و شماره و آدرس فیک فروخته بوده.
آخر فیلم پلیس به kateri غیر مستقیم میگه اگه دوباره بری عسل های به جا مونده از Dob McCoy رو بدزدی من تصور میکنم اصلا اونجا وجود نداشته، یعنی پلیس دوزاریش افتاد و سعی کرد به Kateri کمک کمک کنه، اول فیلم Amaziah یه دیالوگ داره میگه در اجتماع ما همه از هم مراقبت میکنن.
چیزی که بعضیا نمی فهمن اینه که تصورشون اینه تو میری به پلیس گزارش میدی و بوم و تموم، در حالی که روند قضایی و پروتکل ها پیچیده و ملال آور و هزینه برداره.
رفتن به نظر