جستجو براساس

1800 2026
Three Colors: Blue
Three Colors: Blue
Three Colors: Blue
Three Colors: Blue

Three Colors: Blue

دانلود فیلم سه رنگ : آبی Three Colors: Blue 1993 بدون سانسور با زیرنویس فارسی چسبیده

83.1% 7.8 96% 1نفر این اثر را تماشا می‌کنند

سه رنگ : آبی، فیلمی درام معمایی عاشقانه به کارگردانی Krzysztof Kieslowski است. این فیلم اولین قسمت از سه‌گانه فیلم‌هایی در مورد مشغله‌های جامعه فرانسوی است و داستان زن یک آهنگساز را روایت میکند که با مرگ شوهر و فرزندش دست و پنجه نرم میکند ...

ژانرها : درامعاشقانهمعماییموسیقی
98 دقیقه
August 16, 1993
R
کشور سازنده : ، ،

باکس دانلود

خطای 503: هنگام دانلود حتما فیلترشکن را خاموش نمایید.

زیرنویس فارسی چسبیده بدون حذفیات

اطلاعات تکمیلی

IMDb: 7.8/10 (119044 رای)
رتبه محبوبیت IMDb: 3719 (DOWN 320)
امتیاز کاربران متاکریتیک: 8.4
Tomatometer: 96%
Popcornmeter: 93%

توزیع آرای IMDb

10 18755
9 22814
8 37897
7 23580
6 8663
5 3384
4 1441
3 788
2 540
1 1182

امتیاز به تفکیک کشور

آمریکا 20779
8.0
Türkiye 10092
7.8
انگلستان 8610
7.8
یونان 3980
7.9
ایران 3921
7.9
فروش هفته اول6413 USD
فروش داخلی1324974 USD
فروش بین‌المللی230614 USD

Three Colors: Red - Collection (2) ترتیب دلخواه

عنوان اصلیTrois couleurs : Bleu
وضعیتمنتشر شده
سال انتشار1993
شناسه IMDbtt0108394
تعداد بازدید26
راهنمای والدین (11)

Sex & Nudity شدت: متوسط At the end a man and woman are together in bed. A close up of her face is shown but nudity and sex is present as she obviously having pleasure.

Sex & Nudity شدت: متوسط Julie (Juliette Binoche) watches from the stairs as Daniel Martin goes to the home of his neighbor Lucille (Charlotte Véry), and sex is implied.

Sex & Nudity شدت: متوسط A woman is at a club kneeling and moving around another woman's topless skimpy clothed body and they are topless. There is another topless woman scene as well.

Sex & Nudity شدت: متوسط It is implied that a man and a woman have sex. Nothing is shown. There are scenes at a sex club in which we see a man and woman having sex (Nudity shown) and a woman rubbing a man's groin. He has underwear on though.

Violence & Gore شدت: کم A man is seen kicked repeatedly by a few other man as well as a little shoving seen.

Violence & Gore شدت: کم A woman runs her fist along a rock wall her bloody knuckles are shown later.

Violence & Gore شدت: کم In the opening scene a car crashes into a tree which causes two deaths. No bodies are shown, however.

Profanity شدت: کم 1 use of "whore".

Profanity شدت: کم Very little. 1 S**t, 1 ass

Alcohol, Drugs & Smoking شدت: کم There are about 3 drinking scenes, 4 smoking scenes and another scene with a photo of someone smoking as well.

Alcohol, Drugs & Smoking شدت: کم There is some smoking and wine. Nothing serious.

نام‌های دیگر (5)
Bleu آرژانتین
Three Colors: Blue استرالیا
A Liberdade é Azul برزیل
Три цвята: Синьо بلغارستان
bg
Three Colors: Blue کانادا
en
تاریخ‌های اکران (5)
فرانسه
August 16, 1993
کانادا
September 1993
آمریکا
September 3, 1993
ایتالیا
September 5, 1993
فرانسه
September 8, 1993

نظرات کاربران

در حال پاسخ به
  1. اسپویل
    داشتم دنبال سه رنگ کیشلوفسکی می گشتم که دیدم فیلم تو مدیای عزیز داره. هزار بار تشکر.
    1. اسپویل
      اگه از اون فیلم بینهایی هستی که حوصله داری وارد عمق فیلم بشی و تحلیل کنی برات خوبه . غرق در مسائل جنسی. من ۷وشم نیومد
      1. اسپویل
        اگه فیلم رو درست دیده بودی میفهمیدی که تنها چیزی که بهش نباید نسبت داد "غرق در مسائل جنسی" هست.
      2. اسپویل
        اثری فاخر که ارزش چند بار دیدن رو داره.
        1. اسپویل
          درود بر شما و سایتتون. لطفا قسمت‌های دوم و سوم این سه‌گانه رو هم قرار بدین تا کاملش کنین.. ممنونم.
          1. اسپویل
            زمان بهترین صیقل دهنده کارهای هنریه الان با دیدن فیلم‌های جریان روشنفکری دهه 80 و 90 میلادی کارهای کیشلوفسکی، تارکوفسکی و انگلوپلوس مشخص میشه که اونهمه هیاهو برای هیچ بوده و با مشتی آثار جشنواره پسند مواجهیم که بلطف انحصار رسانه های اونزمان گنده شدن ولی با شبکه‌های اجتماعی انحصار شکسته شد و امروز هر کسی نظرشو میده
            1. اسپویل
              یعنی چی؟
              1. اسپویل
                زمان چیزی رو صیقل نمیده. زمان باعث میشه بد و خوب از هم جدا بشن. زمان ثابت می کنه که تارکوفسکی با هفت تا فیلم می تونه کل سینمای روسیه نجات بده. زمان ثابت می کنه آنجلوپولوس و کیشلوفسکی همچنان فیلمسازهای بزرگی هستن. نمیخوام زیاد توضیح بدم در مورد سینمای این سه نفر که مثال زدی. زمان ثابت کرد عصر طلایی سینما گذشت، دهه هشتاد گذشت. کسی جرات نمی کنه فیلمی به باشکوهی اُردت یا مطب دکتر کالیگاری بسازه. هیچ فیلمسازی در زمانه ما نمی تونه فیلمی مثل هشت و نیم و زندگی شیرین فلینی بسازه .دیگه هیچ فیلمسازی نمی تونه مثل آنتونیونی معمار سینما بشه و مثل برسون سینما رو انقدر ساده کنه که مفاهیم پیچیده مخاطب رو در اوج سادگی له کنه. شبکه های اجتماعی از آدما هایی مثل تو منتقد درست کردن که با سواد کم خودت میای به سینمای اصیل تاخ و تاز می کنی و به قول خودت نظرت رو میدی که یک پاپاسی ارزش نداره. ببخش اینطور کوچه بازاری حرف میزنم. برای ذهن کوچه بازاری تو باید کوچه بازاری جواب داد. اون سرپیکو رو هم از روی اسم پروفایلت بردار و یه چیز دیگه بگذار. ذهنیت فرسوده تو در مورد سینما به فیلم سیدنی لومت قد نمیده. به نظرم یه ده سالی خودت رو وقف سینمای قبل از دهه نود بکن بعد بیا اینجا بنویس و از این شبکه های اجتماعی آگاهی دهنده به قول دور شو و دو تا نقد خوب از آندرو ساریس، بازن و ... بخون تا بدونی نقد چیه و سینما و مدیوم سینما به چی میگن. همین شبکه های اجتماعی دو زاری از افرادی مثل تو منتقد نما و هنرمند نما ساختن. فیلم آبی کیشلوفسکی حرف دهن آدم های بی سوادی مثل تو نیست. پس ساکت باش تا کسانی که میخوان بفهمن سینمای واقعی به چی میگن سمت و سوی خودشون رو پیدا کنن.
                1. اسپویل
                  دقیقا همینه که گفتی دمت گرم
                  1. اسپویل
                    هرکسی نظرشو میده عوام رو چه به هنر و نظر دادن سینما همون تا دهه نود بود و تموم شد
                    1. اسپویل
                      حق
                    2. اسپویل
                      یه زمانی از امثال این کیشلوفسکی و تارکوفسکی بت ساخته بودن و هر کسی از فیلمهاشون خوشش نمیومد بهش حمله میکردن و امل خطابش میکردن در حالیکه چیزی بیش از تراوشات سینمای روشعنفکری نبود جالبه که سومین فیلم کیشلوفسکی جایزه نخل طلای کن را به تارانتینو باخت و تا مدتها چپولها و روشعنفکرها بابتش عزادار بودن
                      1. اسپویل
                        درسته نخل طلا رو تارانتینو برد اما کلمه باخت رو نباید به کار ببری. کیشلوفسکی نیازی به نخل طلا نداشت. فیلمسازی که مولفه داره و جهانبینی اش تا ابد در بستر سینما ماندگاره نیازی به تعریف و تمجید نداره. چهار نفر فیلم امثال تارکوفسکی و کیشلوفسکی رو بفهمن کافیه. من منکر پالپ فیکشن نیستم و قرار نیست به خاطر یک جمله تو یکی از فیلم هایخ وب سینما رو بکوبم. اما همون زمانی که تو میگی ثابت کرد سینما چند چنده و سینماگر مولف و دارای اندیشه کجای این معرکه هست. همین تارانتینویی که مثال زدی بعد از پالپ فیکشن نبابود شد ولی کیشلوفسکی از اولین فیلم تا زندگی دوگانه ورونیک جایگاه خودش رو حفظ کرد. یک دور تاریخ سینما رو مرور کن. خوشحال میشم نظراتی اینچنین رو می شنوم. زمانی که بونوئل در بستر بیماری بود کشیشی هر روز می اومده به دیدنش. بونوئل شروع می کرده به دین ناسزا گفتن. اما کشیش ادامه می داده.یک روز بونوئل بهش میگه تو هر روز میای و به قول خودت مرد خدا هستی و من هر روز خدای تو رو به ناسزا می گیرم. اما فرداش دوباره اینجایی. چرا؟ کشیش بهش میگه تو این ها رو میگی من ایمانم قوی تر میشه. دوست عزیز هر باری که به تارکوفسکی و امثال تارکوفسکی می تازی ایمان من نسبت به اون ها قوی تر میشه. نسل جدید حوصله چندانی نداره و تفکر حوصله میخواد. راهی که به حیات حقیقی می رسد راهی سخت و بس دشوار است